زمینه های انتقاد از بی عدالتی سران حکومت
 
بی عدالتی، تعصب و بی باوری در دستگاه های کلیدی دولت واقعا تکاندهنده است؛ هرگاه موج این تکانها باعث آسیب به نظام گردد بیشترین ضرر را کسانی خواهند برد که تعصب و بی باوری را در جامعه ما به گونه های مستقیم و غیرمستقیم عرضه می دارند.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ عقرب ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۰۳
کد مطلب: 86960
 
زمینه های انتقاد از بی عدالتی سران حکومت
 


ژنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان از تعصب و بی باوری های رییس جمهور نسبت به جایگاه خود و دیگران شامل این مرز وبوم شکوه و گلایه کرد به نحوی غنی را گوشزد کرد که به سرنوشت نجیب دچار خواهد شد. این شکوه و فریادهای آقای دوستم از نظر کسانی که عدالت را مقدم می شمارند نیز بجاست و مورد توجه گروه عظیمی از مردم افغانستان قرار گرفته است. از طرف دیگر سرور دانش معاون دوم رییس جمهور « رییس جمهور را مبرا از دید قومی و سمتی میداند». به ادعاهای مبنی بر چند دستگی درون حکومت مهر تأیید میگذارد. براستی اختلاف و جبهه گیری های درون حکومتی بر سر چیست؟ اختلاف واضحی که یک معاون میگوید و معاون دیگر رد می کند! این بگو مگوهای کاخ نشینان حکایت میکند که اختلافات میان رهبران و هرم تشکیلاتی قدرت جدی است.

ژنرال دوستم به راهی قدم گذاشته که میلیون ها عدالتخواهان دیگر نیز قدم مانده و در فهرست کارهای روزمره شان همپذیری همچنان حرف اول را می زند. این را باید ستود و هر قدمی که بخاطر تحقق عدالت و برابری در جامعه گذاشته شود قابل تحسین است. ایستادن در مقابل هر بیعدالتی و نابرابری در جامعه چندین ملیتی ما در شرایط کنونی یک ضرورت مبرم و حیاتی است.
بی عدالتی، تعصب و بی باوری در دستگاه های کلیدی دولت واقعا تکاندهنده است؛ هرگاه موج این تکانها باعث آسیب به نظام گردد بیشترین ضرر را کسانی خواهند برد که تعصب و بی باوری را در جامعه ما به گونه های مستقیم و غیرمستقیم عرضه می دارند.
نفی بی عدالتی تنها منحصر مردم ما نیست بلکه در هر آیین و فرهنگی در جهان محکوم بوده و کسانی که مبتلا به این مرض مهلک باشند به قول مولانای بلخ، زنده ها چه که جنینی ها نیز برای شان معنی نداشته و در امان نخواهند بود.

سخت‌گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است

بنابراین، سرچشمه همه کینه ها، خون آشامی ها و نارسایی ها در جامعه ما تعصب است و ایستادن درمقابل هر متعصب، ظالم و خون آشام مربوط به هر قوم و زمینی که باشد کار خیر و به فلاح بقای نظام و جغرافیایی ماست.
از این سبب، راهی که آقای سرور دانش انتخاب کرده است به اصطلاح وطنی، منتهی به ترکستان است. آقای دانش حداقل اگر جرئت حق گفتن را ندارد، با حقوق مظلومان نیز بازی و معامله نکند، نظر به برداشت بنده؛ متأسف برای کسانی باشید که بی عدالتی را در دستگاه دولت رد و متعصبین را مبرا از دید قومی و سمتی می دانند.

هیچ تردیدی وجود ندارد که این نظام در ظاهر امر «وحدت» و«ملی» معنی و تفسیر شده؛ اما قسمی که به همگان هویداست حکومتی ائتلافی است که با میانجیگری جان کری وزیر خارجه امریکا بنا نهاده شد. از این جهت صدای عدالتخواهی و همپذیری تا این دم از طرف شرکای قدرت شنیده نمی شد و کسانی هم که صدای عدالتخواهی شان را از تریبون ها بلند کرده اند؛ به باد فراموشی سپرده شده و حتی جزو اقلیت های کوچک عنوان شدند و به اصطلاح، این اقلیت های کوچک لایق و شایسته آن نیست تا در هرم تصمیم گیری اعلای دولتداری و حکومتداری شریک باشند. به باورشان اقلیت هایی هستند که بیشتر از حق و اندازه شان قدرت و کرسی می خواهند. از این سبب مورد توجه عالیجنابان حکومتی قرار نگرفتند. تا زمانیکه بیعدالتی ها دروازه خانه خودشان را به صدا در آورد یکبار دیگر جوانان و ملت این سرزمین را نسبت به آینده شان نگران و برحجم فرار مغزها افزودند. در حالیکه ناخودآگاه صداهای حق خواهی و عدالت طلبی اقلیت ها را بگونه غیرمستقیم مورد تایید قرار دادند.
اما ندانستیم که اینها با کدام معیار خودشان را از لحاظ نفوس بزرگ می پندارند و چگونه دیگران را اقلیت ها تشخیص داده اند که چنین مفکوره ای دارند.
با این همه داد و فریادها گروهی هم که خود را شریک دوم و سوم قدرت می دانستند یکی پی دیگر از نبود هماهنگی، نابرابری و بی عدالتی در دستگاه حکومت صدا بلند کرده و نارضایتی شدیدشان نسبت به رییس جمهور و رییس اجراییه ابراز کردند و این خود نشان دهنده آنست که محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله نه به حکومت پنجاه- پنجاه باورمند بوده و نه هم احترامی به وحدت ملی دارند. اینجاست که گراف نارضایتی، بی عدالتی‌ و فاصله میان ملت و دولت به اوج خودش رسیده است.

مملکت از عدل بُوَد پایدار
کار تو از عدل گیرد قرار
«نظامی»

محمدناصر ایماق- ارسالی به خبرگزاری جمهور

Share/Save/Bookmark