بارکش های بیگانه، دم از "افغانیت" می زنند
 
کسانی که وارد خانه خدا می شوند و نمازگزاران بی دفاع را به گلوله می بندند و خون شان را مباح می شمارند؛ آنهایی که نه حرمت می دانند و نه از اصول اسلام چیزی می فهمند؛ حالا تفسیر امریکا و انگلیس را از اسلام در سرزمین افغانستان در حال پیاده کردن هستند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ جوزا ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۵
کد مطلب: 95600
 
بارکش های بیگانه، دم از "افغانیت" می زنند
 



طالبان که بیشتر یک اسم ساخته شده دست بازیگران جنگ افغانستان هستند؛ هویت شان چیزی شبیه یک مشت غارنشین اند که اسلحه به دست گرفته و ماهها آب به صورت خود ندیده اند.
تقریبا هر جنایتی که در افغانستان اتفاق می افتد و فاجعه آن دامن همه مردم را می گیرد؛ زیر سر همین گروه است. حالا بستگی به ابعاد آن دارد و اگر میزان فاجعه مثل انفجار اخیر کابل، آنقدر بزرگ باشد که زبان قاصر از بیانش بماند؛ این گروه کذایی آن را به عهده نمی گیرد و حتما تشکل های خیالی زیادی هستند که آن را به دوش بگیرند.
امر بدیهی؛ مزدوری این افراد برای دیگران است. جنگ افغانستان گرچه صورت ساده ای ندارد و بسیار پیچیده به نظر می رسد؛ اما به شکل کلی آن یک چهره اصلی دارد. نقش پاکستان با پول غرب در این جنگ چنان محرز و بدون تردید است که دست کم ظرف چندین سال گذشته ثابت شده.
یک مشت بیکارِ بی وطن، که در نوار مرزی دیورند به قاچاق کالا پرداخته و حالا فرض می کنیم از صدها نفرشان، یکی هم به مدارس دیوبندی راه پیدا کرده؛ اسلحه و مهمات به دست گرفته و از سر تهییج و گرسنگی، رفته رفته به این باور یقین پیدا کرده که در راه "اسلام" آدم می کشند.
کسانی که حالا این هیجان، چنان بر ذهن گندیده شان مستولی گشته که فتوا صادر می کند و دیگران را که در کشورشان خون داده اند و بر مرام و هویت ملی خود ایستاده اند؛ "بیگانه" خطاب می کنند. کسانی که اگر نان بی غیرتی پاکستان را نخورند؛ همین امروز سلاح هایشان به زمین گذاشته و به پروسه صلح می پیوندند.
ذلت افغانستان به جایی کشیده که یک گله مزدور که ریختن خون عادتشان شده و نه به مقدسات پایبند هستند و نه به دین و عقاید اسلامی، حالا گام را فراتر گذاشته و دم از "ملی گرایی" می زنند.
این افراد طرد شده از اجتماع افغانستان که از دامن پنجابی ها برخاسته و حتا قادر به تکرار کلمه طیبه هم نیستند؛ شده اند چون بارکش هایی که بر دوش شان نسخه هایی از راه
این سرزمین خون دیده و خون خواهد دید. اما آنچه را نمی شود انکار کرد این است که تا صدها سال دیگر هم اگر بیگانه ای پایش را در این خاک بگذارد؛ به همان میزان که خون این ملت ریخته می شود؛ جان آنها نیز در امان نخواهد ماند.
و رسم آدم کشتن بار شده و افسارشان هم به دست وهابی های عربی و پاکستانی است.
به راستی اگر دالرهای امریکایی و انگلیسی نباشد؛ این پابرهنه های گرسنه که حالا از سر سیری دچار این توهم شده اند که گویا ماموریت دارند به نام دین خون بریزانند و مردان و زنان و کودکان این سرزمین را قتل عام کنند؛ باز هم چنین می کردند؟
کسانی که عمرشان را در مزارع کوکنار و در میان دود افیون سپری کرده اند؛ حالا آمده و حد و مرز ملیت و هویت مردم این کشور را تعیین می کنند. دین مردم را مورد ارزیابی قرار می دهند و فتوا صادر می کنند. آن هم کسانی که نان شان را از سفره حقارت نظامیان بی دین پنجابی بر می دارند.

کسانی که وارد خانه خدا می شوند و نمازگزاران بی دفاع را به گلوله می بندند و خون شان را مباح می شمارند؛ آنهایی که نه حرمت می دانند و نه از اصول اسلام چیزی می فهمند؛ حالا تفسیر امریکا و انگلیس را از اسلام در سرزمین افغانستان در حال پیاده کردن هستند.
این سرزمین، خون دیده و خون خواهد دید. اما آنچه را نمی شود انکار کرد این است که تا صدها سال دیگر هم اگر بیگانه ای پایش را در این خاک بگذارد؛ به همان میزان که خون این ملت ریخته می شود؛ جان آنها نیز در امان نخواهد ماند.
مزدوران کفار بدانند که شعور و درک شان از مسایل افغانستان حتی به مراتب ضعیف تر از آنهایی است که پول نان و آب شان را می دهند. مردم این کشور، گرچه به سکوت در برابر خون عادت کرده اند؛ اما پا برجا برای در هم شکستن پوزه کسانی که دندان شان را برای اطاعت از امر اربابانشان، همیشه تیز نگهداشته اند؛ مصمم هستند.
کسی هویت این مردم را هیچگاه و از هیچ آدرسی قادر به چالش کشیدن نیست و با هر مذهبی که دارند؛ انگلیسی ها و روس ها و این بار کفار دیگر را به زانو درخواهند آورد. گرچه خودشان هم نایی برای زندگی کردن ندارند.
افغانستان همیشه سکونتگاه انسان هایی هم بوده که به کام دیگران خون ریخته اند و هنوز هم چنین روندی ادامه دارد. اما یک امر ثابت در میان تمام مردم این کشور وجود دارد و آن این است؛ کمتر بیگانه ای از خاک این کشور بدون آسیب بیرون رفته است.
اما آیا نباید روزی فرا برسد که این ایادی کثیف بیگانه که دین و هویت و اصالت و مام وطن را به سخره و تعرض گرفته اند؛ دوباره به دامن مادران شان برگردانده شوند؟ آیا این همت در وجود ما نیست؟! آن روز فرا خواهد رسید و خواهیم دید که زنان سرزمین من، از سگان گوش به فرمان کفار، مردترند.
الیاس کاتب
Share/Save/Bookmark