طالبان در تازهترین تصمیم خود رسانهها را ملزم کرده است که از تولید و پخش برنامههای سیاسی و اقتصادی پرهیز کنند. کمیته حمایت از خبرنگاران، از طالبان خواست که ممنوعیت تولید و پخش برنامههای سیاسی در رسانههای داخلی افغانستان را لغو کند.
به لی یی؛ هماهنگکننده برنامههای آسیایی این کمیته گفت طالبان با منع نشر برنامههای سیاسی و اقتصادی در رسانههای داخلی در تلاش اند تا رسانههای مستقل افغانستان را کاملا حذف کنند.
او «اقدام اخیر برای سانسور مباحث، گزارشها و مناظره درباره مسایل سیاسی و اقتصادی را یک گام سرکوبگرانه» توصیف کرد و گفت: «طالبان بار دیگر نشان دادند که تا چه اندازه در تلاش حذف کامل رسانههای مستقل افغانستان هستند.»
هیچ امید و انتظاری وجود ندارد که واکنش کمیته حمایت از خبرنگاران که در نیویارک مستقر است، تصمیم طالبان را تغییر دهد یا وضعیت رسانهها در زیر سلطه این رژیم را بهبود بخشد.
سیستم سرکوبگرانه رژیم طالبان به سادگی قادر به تحمیل فرامین و قوانین برساخته این رژیم بر رسانهها و فعالان رسانهای است. در غیر آن صورت، هزینههای مقاومت در برابر تصمیمات و اقدامات طالبان بسیار سنگین خواهد بود. با این حال در نهایت نتیجه، هیچ تفاوتی نمیکند؛ زیرا هدف اساسی طالبان، اعمال فشار، سرکوب و سانسور رسانهها به تعطیلی کشاندن آنهاست؛ بنابراین چه تفاوتی میکند که رسانهها در نتیجه مقاومت در برابر فرامین و دستورات طالبان تعطیل شوند و یا اینکه با پذیرش این فرامین چارهای جز تعطیل شدن نداشته باشند؟
در پی آخرین دستور طالبان مبنی بر ممنوعیت تولید و پخش برنامههای سیاسی و اقتصادی، این رژیم آخرین میخ را بر تابوت آزادی بیان در افغانستان کوبید و نشان داد که هیچ ارادهای برای پذیرش ادامه فعالیت رسانههای مستقل و آزاد در افغانستان زیر سیطره این رژیم وجود ندارد.
با اجرای این دستور، رسانهها به خودی خود تبدیل به بنگاههای بیمصرف سرگرمی و وقت گذرانی میشوند، بدون آنکه قادر به فرهنگ سازی، جامعه سازی، بیداری و آگاهی مردم، افشای حقایق، انتقاد از حاکمیت و پیشبرد رسالتهای انسانی و اجتماعیشان در قبال جامعه و دولت باشند.
در چنین شرایطی هیچکس حاضر نیست برای ادامه فعالیت رسانهها هزینه کند؛ رسانههای بیهدف، بیمصرف، بیمخاطب و بیمحتوا.
این همان چیزی است که طالبان میخواهند و هدف نهایی دستورات سرکوبگرانه و سانسور فزاینده رژیم علیه رسانهها نیز همین است.
برای طالبان رسانهها تنها در صورتی قابل تحمل هستند که به طور شبانه روزی قرآن یا سخن پراکنیهای مبلغان این رژیم را منتشر کنند و جز این هر اقدامی از سوی رسانهها که دارای پیام و پیامد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای مردم افغانستان باشد، نامشروع، غیرمجاز و مستلزم سرکوب بیرحمانه است.
نکته ناامیدکنندهای که طالبان را به اجرای بیپروای فرامین ضد انسانی و آزادیستیزانهشان علیه رسانهها و فعالان رسانهای در افغانستان ترغیب میکند سکوت بزدلانه جامعه بینالمللی و نهادهای مدعی دفاع از حقوق خبرنگاران و رسانهها در افغانستان و جهان است.
شاید حیرت انگیز به نظر برسد؛ اما بیانیه کمیته حمایت از خبرنگاران یکی از معدود واکنشهایی بود که در قبال تصمیم غیرقابل توجیه تازه طالبان علیه رسانهها و شبکههای تلویزیونی در افغانستان ابراز شد. بدیهی است که کمیته حمایت از خبرنگاران، فاقد هرگونه قدرت تصمیم گیری و صلاحیت اجرایی است و بیانیه منتشر شده از سوی این نهاد در واکنش به ممنوعیت تولید و پخش برنامههای سیاسی و اقتصادی از سوی طالبان در همین حد باقی خواهد ماند و هیچ طرفی با آن ترتیب اثر نخواهد داد.
بنابراین، رسانهها به همین سادگی در نتیجه سیاست سرکوب و سانسور طالبان، تضعیف و در نهایت توقیف و حذف میشوند و آزادی بیان که روزگاری درخشانترین دستاورد دولتهای جمهوری حاکم بر افغانستان محسوب میشد در سایه سلطه سرکوبگرانه رژیم طالبان ذره ذره میمیرد، بدون آنکه کسی به آن توجه کند، برای نجات آن کاری انجام دهد یا دست کم از نبودنش غمگین شود.
از سوی دیگر اما هیچ اهمیتی ندارد که طالبان به صراحت به رسانهها، خبرنگاران و جامعه خبرنگاری افغانستان و جهان دروغ گفتهاند؛ زیرا آنها اعلام کرده بودند که در افغانستان قانون رسانههای همگانی که در دوره جمهوریت، تصویب و نافذ شده بود همچنان برقرار است و اجرا میشود. این رژیم در عین حال متعهد شده بود که تمامی مشکلات مربوط به رسانهها از طریق وزارت اطلاعات فرهنگ و کمیته رسیدگی به تخلفات رسانهای مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت؛ اما آنچه اکنون جریان دارد این است که طالبان با تمام توان برای بی اثر کردن و در نهایت تعطیلی کامل رسانههای آزاد و مستقل افغانستان کار میکنند و این واقعیت غم انگیز و دردناک تنها چیزی است که درباره رسانهها در افغانستان زیر سلطه طالبان جریان دارد.
نرگس اعتماد - جمهور