۰

"اون" از جنگ نمی ترسد

سه شنبه هفته گذشته، موشک بالستیک کوریای شمالی از حومه پیونگ یانگ شلیک شد و از فراز جزیره شمالی "هوکایدو" در جاپان گذشت و برای یک روز تمام، کل شهر را در واهمه ای عجیب فرو برد. زنگ خطر منطقه به صدا در آمد و مردم به پناهگاههای خود هجوم بردند. مکاتب و ادارات و تمامی مراکز عمومی دولتی و خصوصی نظیر فروشگاهها و رستوران ها ظرف دقایقی کوتاه بسته شدند و شهر در موج سهمگینی از سکوت فرو رفت.
"اون" از جنگ نمی ترسد
امریکا با هجوم به شبه جزیره کوریا و با همراه کردن جاپان و استرالیا و به ویژه کوریای جنوبی، سعی کرد "کیم جونگ اون" جوان را در یک محاصره بزرگ نظامی در آورده و او را وادار به پذیرفتن خواسته هایش کند. اما پس از گذشت چهار ماه از این محاصره و مانور در منطقه، پیونگ یانگ نه تنها یک گام از موضع خود عقب ننشسته؛ بلکه تا امروز ثابت کرده است که در صورت آغاز جنگ از سوی دشمنانش، او هم به تصمیم آنها احترام خواهد گذاشت.

سه شنبه هفته گذشته، موشک بالستیک کوریای شمالی از حومه پیونگ یانگ شلیک شد و از فراز جزیره شمالی "هوکایدو" در جاپان گذشت و برای یک روز تمام، کل شهر را در واهمه ای عجیب فرو برد. زنگ خطر منطقه به صدا در آمد و مردم به پناهگاههای خود هجوم بردند. مکاتب و ادارات و تمامی مراکز عمومی دولتی و خصوصی نظیر فروشگاهها و رستوران ها ظرف دقایقی کوتاه بسته شدند و شهر در موج سهمگینی از سکوت فرو رفت.

جاپان دشمن دیرینه و تاریخی کوریای شمالی است و متحد طراز اول امریکا در منطقه به حساب می آید.
صبح امروز مرکز لرزه نگاری امریکا، زلزله ای نزدیک به 6 ریشتری را به ثبت رساند که احتمال قوی داده می شود منشا طبیعی نداشته است. این رویداد درست زمانی رخ می دهد که رهبر جوان کوریای شمالی در یک پایگاه تحقیقاتی این کشور در نزدیکی پایتخت حضور پیدا کرده و بنا به گفته تلویزیون دولتی این کشور، در حضور وی از اولین بمب هایدروژنی کوریای شمالی پرده برداری شد.
این اقدام به نشانه یک تهدید جدی و بی سابقه است. اینکه به امریکا بفهماند، پیونگ یانگ در جنگی که احتمالا قرار است رخ بدهد بی نهایت مشتاق است. این کشور راست یا دروغ، نشان می دهد که عطش عجیبی در انتقام گیری از اطرافیانش دارد.

از جاپان که سالها محاصره اقتصادی شدید این کشور را تجربه کرده است. از کوریای جنوبی که در مجاورت این کشور، دهه هاست پای امریکایی ها و نظامیان این کشور را به منطقه باز کرده و حمله به خاک ایالات متحده که بالاخره باید جایی در تاریخ پیدا شود که "کیم جونگ اون" نام خود را به عنوان یک ابر قهرمان و سردمدار این حرکت به ثبت برساند.

صبح امروز مرکز لرزه نگاری امریکا، زلزله ای نزدیک به 6 ریشتری را به ثبت رساند که احتمال قوی داده می شود منشا طبیعی نداشته است. این رویداد درست زمانی رخ می دهد که رهبر جوان کوریای شمالی در یک پایگاه تحقیقاتی این کشور در نزدیکی پایتخت حضور پیدا کرده و بنا به گفته تلویزیون دولتی این کشور، در حضور وی از اولین بمب هایدروژنی کوریای شمالی پرده برداری شد.

زلزله بامداد امروز _ اگر آنچه در مورد آن حدس زده می شود، حقیقت داشته باشد _ نشان می دهد که پیونگ یانگ همانطور که ادعا کرده بود؛ حقیقتا به بزرگترین بمب هایدروژنی در منطقه دست یافته و دست بر قضا، آن را آزمایش هم کرده و به نظر می رسد که آزمایش موفقی هم بوده است.
 
این به چه معناست؟!
به نظر می رسد که جنگ سردی که تاکنون در شبه جزیره جریان داشته؛ حالا به قطع، وارد عرصه تازه ای شده است. عرصه ای که امریکا هم حدس نمی زد کار به اینجا بکشد و با چنین حقایق تلخی رو به رو شود.
کاخ سفید ظاهرا کوریای شمالی را به آن اندازه ای که در حقیقت بود؛ جدی نگرفته بود. اما حالا به این مساله واقف شده که با حریفی رو در است که با کمال میل آماده یک آتش بازی بزرگ در جهان است. یک نبرد هسته ای بزرگ که احتمالا مسیر تاریخ
جنگ با کوریای شمالی بزرگترین ریسک تاریخی امریکاست. یک آغاز خونبار تازه که بسیار فراتر از تجربه ویتنام در دهه شصت میلادی خواهد بود. کهنه سربازان امریکایی، هنوز از کابوس جنگل های ویتنام شمالی بیرون نیامده اند. اما گویا باز هم قرار است نسل جدیدی از آنها به شرق آسیا اعزام شوند و یک تجربه جدید را برای خود و کشورشان کسب کنند.
و رشد و ترقی خیلی از کشورها را با تغییر رو به رو خواهد کرد.

پیونگ یانگ هیچ چیزی را برای از دست دادن ندارد. نه اقتصاد شکوفایی دارد که با چالش مواجه شود. نه شهرهای بزرگ و آبادی که به ویرانه مبدل گردد. نه صنعت پویایی که از بین برود. این کشور فقط یک چیز دارد. یک ارتش قدرتمند و مطیع در برابر دیکتاتور بزرگ شان.

جنگ با کوریای شمالی بزرگترین ریسک تاریخی امریکاست. یک آغاز خونبار تازه که بسیار فراتر از تجربه ویتنام در دهه شصت میلادی خواهد بود. کهنه سربازان امریکایی، هنوز از کابوس جنگل های ویتنام شمالی بیرون نیامده اند. اما گویا باز هم قرار است نسل جدیدی از آنها به شرق آسیا اعزام شوند و یک تجربه جدید را برای خود و کشورشان کسب کنند.

اما این جنگ تفاوت عمده ای با درگیری چند دهه پیش دارد. جنگ بیست ساله ویتنام (1955- 1975) که امریکا به بهانه حمایت از متحد جنوبی خود، در میانه راه درگیر آن شد؛ یک جنگ فرسایشی و چریکی بود. جنگ کوریا بسیار متفاوت از آن چیزی است که امریکا در دهه های گذشته تجربه کرده است.

امریکا در این جنگ با دو لبه شمشیر رو به روست. اگر این جنگ در بگیرد کوریای شمالی بدون درنگ به آغاز تصفیه حساب هایی می پردازد که طی سالهای متمادی روی هم انبار شده است. سئول (پایتخت کوریای جنوبی) بدون تردید اولین هدف بزرگ خواهد بود. شهری مدرن که مرکز تولید بزرگترین برندهای مطرح جهانی است. شهری که جمعیت چند میلیونی آن دستخوش این معامله سهمگین خواهد شد.

مقصد بعدی موشک های "اون" توکیو (پایتخت جاپان) خواهد بود. "متروپلی" آسیب پذیر که قطعا تخریب آن باعث آفرینش لبخندی مخصوص بر لبان قائد اعظم کوریای شمالی خواهد شد. سیدنی استرالیا هم هدف دیگر است.
اهداف بعدی کوریای شمالی که شاید با فاصله چند ساعت از هم موشک هایش راهی آنجا خواهد شد؛ "گوام"
اما بدترین صفحه این جنگ، به موشک های قاره پیمای پیونگ یانگ خلاصه نمی شود. کوریای جنوبی امیدوار بود که با استقرار دفاع ضد موشکی "تاد" در نزدیکی سئول، یک طرح بزرگ و اساسی را در برابر حملات همسایه اش اتخاذ کرده است؛ اما سردرآوردن ماجرای آزمایش بمب هایدروژنی، تمام معادلات را به هم ریخت.
و "آلاسکا" خواهد بود. موشک هایی که تاکنون آزمایش کرده؛ این تردید را نزد امریکا از بین برده است که این کشور به سادگی قادر است بمب های خود را به این مناطق برساند.

اما بدترین صفحه این جنگ، به موشک های قاره پیمای پیونگ یانگ خلاصه نمی شود. کوریای جنوبی امیدوار بود که با استقرار دفاع ضد موشکی "تاد" در نزدیکی سئول، یک طرح بزرگ و اساسی را در برابر حملات همسایه اش اتخاذ کرده است؛ اما سردرآوردن ماجرای آزمایش بمب هایدروژنی، تمام معادلات را به هم ریخت.

دشمنان "کیم جونگ اون" رفته رفته به این نکته پی برده اند که جنگ احتمالی در منطقه، به هیچ وجه به نفع شان نیست. امریکا هم به این مساله واقف شده است. اما اینکه در شرایط مقتضی، همان تصمیم درست اتخاذ می شود یا خیر؛ هیچ کسی جای کسی دیگر نیست و به جای آن تصمیم نمی گیرد.

ترامپ انگیزه های خودش را دارد و باید دید با این مساله چگونه رو به رو خواهد شد – به بهترین نحوه ممکن و با بدترین آن. کما اینکه در این جنگ قطعا دو ابرقدرت دیگر در کنار او نخواهند بود. چین و روسیه بارها به طرف امریکایی خود هشدار داده است که قضیه را بدون تنش فیصله دهد و از سیاست های ایالات متحده – آنچه تاکنون تبارز یافته – نیز انتقاد کرده اند.

اینکه گفتگو با رهبر کوریای شمالی می تواند چالش عظیم قرن حاضر را بر طرف کند یا خیر؛ به ابتکار و حوصله دکترین سیاسی بستگی دارد. اما مساله ای را که می توان با قاطعیت از آن یاد کرد این است: جنگ در شبه جزیره تاریخ ساز خواهد شد. این جنگ در همین محدوده باقی نمی ماند و غرب در حال بازسازی ناخواسته یک "آدلف هیتلر" تازه برای نابودی جهان است.

الیاس کاتب – خبرگزاری جمهور
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین