۰

رقابت سنگین ایران و امریکا بر سر قندهاری‌ها و حقانی‌ها

نجیب‌الله نیک‌اندیش
پنجشنبه ۹ حوت ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۲۳
رقابت سنگین ایران و امریکا بر سر قندهاری‌ها و حقانی‌ها

 
سه سال بعد از معامله استعماری دوحه، طالبان در پیچ تند اختلافات درونی و فشارهای بیرونی قرار گرفته و روزهای سختی را تجربه می‌کنند. این روزها همه‌چیز به ضرر حاکمیت یکدست و انحصاری پشتونوالی پیش می‌رود. طالبان دچاراختلافات عمیق و ریشه‌دار غیر قابل کتمان شده‌اند؛ اختلافاتیکه از همان ابتدا وجود داشت، اما سیاست سرکوب و سانسورویژه گروه حاکم، مانع بروز و بازاری شدن آن در رسانه‌هایهمگانی شده بود. اکنون اما کار به جایی رسیده که امکان سرپوش گذاشتن بر تخاصم درونی جناح‌های جمع‌ناپذیرقندهاری‌ها و شبکه حقانی وجود ندارد. 

ترور خلیل الرحمن حقانی، عموی خلیفه سراج الدین و عمود قدرت و سیاست شبکه حقانی، نقطه اوج اختلافات خونین این دو جناح و جریان ناهمسو در درون گروه طالبان بود. از آن زمان به بعد، تنش و تقابل بر سر حوزه نفوذ و برخورداری از قدرت سیاسی و امنیتی میان حلقه طرفدار ملا هبت الله و شبکه حقانی، وارد مرحله تازه و تاریکی شد که با هیچ اقدامی، حتی با سانسورهای سازمان‌یافته و سیستماتیک خاص طالبانی هم نمی‌توان جلو درز آن به بیرون را گرفت.

بیش از یکماه است که وزارت داخله طالبان به امان خدا رهاشده و خلیفه سراج‌الدین، عطای کابل را به لقای امارات متحده و عربستان سعودی بخشیده است. در مقابل، ملاهبت الله نیز هر روز با برکناری افراد وابسته به شبکه حقانی از سمت‌های مهم ریاست‌های استخبارات و فرماندهی‌های امنیه، حلقه را بر خلیفه و اذیال و اذنابش تنگ‌تر می‌کند. بر پایه اطلاعات موثق از منابع مطمئن در درون طالبان، سونامی برکناری گماشتگان شبکه حقانی از پست‌های مهم امنیتی و استخباراتی، به اندازه‌ای گران و گسترده و گره‌ناک است که در صورت ادامه این وضعیت تا یک ماه دیگر، جریان حقانی کاملا خلع ید و در بازی شطرنج قدرت با شیخ قندهاری، کیش و مات خواهد شد.

عباس استانکزی و عبدالغنی برادر نیز اگرچه از همان ابتدا از خوان خونین قدرت سیاسی در افغانستان بهره چندانی نداشتند، اما به دنبال تشدید تنش‌ها همان پست‌های پوشالی و تشریفاتی حاشیه‌ای را هم از دست دادند و از ترس مرگ در راه قدرت، فرار را بر قرار ترجیح دادند تا از تیررس ملا هبت الله دور و در امان باشند. 

از آن طرف دونالد ترامپ هم که نیمه پنهان توافقنامه سه سال پیش خود با طالبان را مغفول و معطل یافته است، بی‌محابا و بدون پرده‌پوشی دیپلماتیک، به اعمال تعزیرات سیاسی و اقتصادی علیه طالبان دست زده و این گروه قومی غاصب قدرت را در تنگنای سختی گذاشته است.

از سویی دیگر و افزون بر آمدن دونالد ترامپ به کاخ سفید، رفتن عباس عراقچی به کابل هم مزید بر علت شد و گسل‌های تنش و تقابل در میان هردو جناح جریان تروریستی طالبان را تشدید کرد.

وزیر امور خارجه ایران در آن سفر، جانب جناح ملا هبت‌ الله را گرفت و تمام آنهایی را دید که از جناح قندهار بودند؛اقدامی که آشکارا نشان داد آغوش گرم تهران به روی قندهار گشوده است و قندهار هم در جنگ قدرت درونی با شبکه حقانی، به حمایت تهران پشت‌گرم است.

در میانه این بلوا و بلبشو، ترامپ به اجرای نسخه سوریه در افغانستان فکر می‌کند. به رغم همه فشارهایی که رییس‌جمهورتجارت‌پیشه و معامله‌گر امریکا بر طالبان وارد می‌کند، برای اوهرگز به صلاح نیست که بساط این گروه تروریستی از زمین قدرت افغانستان برچیده شود، اما به جای آن بسیار به صلاح است که برای سیاست بیمار و همواره در حال احتضار افغانستان، نسخه سوریه تجویز شود.

به دنبال فروپاشی دولت پوشالی بشار اسد در سوریه به دست خون‌آشام‌ترین گروه تروریستی ایدئولوژیک، تصور می‌شد آنچه در شامات اجرا خواهد شد، مدل حکمرانی طالبانی خواهد بود، اما جولانی همزمان با کوتاه کردن ریش و پیرایش پشم و پوشش لَشْم، در رویکردی تردستانه، به رادیکالیسم پیشین دینی خود پشت کرد و در قامت سیاست‌مردی سکولار که کار به کار زنان و دیگران ندارد، ظاهر شد. 

واضح است که آن انعطاف جولانی سابق و احمدالشرع لاحق، کار خودش نبود، بلکه کار اربابان غربی و ترکی و عربی وی و نتیجه ناموفق بودن مدل حاکمیت طالبانی در افغانستان و دولت مستعجل داعش در عراق بود.

ترامپ اکنون با همین درک و دریافت، در پی اعمال فشار بر طالبان، به منظور اجرای نسخه سوریه در افغانستان از رهگذر کنار گذاشتن دار و دسته قندهاری‌ها و بر سر کار آوردن شبکه حقانی در گلوگاه‌های اصلی سیاست و اقتصاد و امنیت افغانستان است.

در سه سال گذشته نیز شبکه حقانی، برخلاف باورهای درونی و کارنامه پیشینی خود که مشحون از خون و خشونت و کشتار و ویرانی و ترور و تکفیر است، مدعی آزاداندیشی و منادی دفاع از حقوق زنان و بازگشایی بازار کار و دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی زنان و دختران و مشارکت گروه‌های سیاسی و اجتماعی غیر از پشتون‌ها در ساختار قدرت بوده است.

ترامپ از این رویکرد اصلاحی خود در ساختار اجرایی طالبان، دو هدف عمده را دنبال می‌کند: یکی دور کردن این گروه از دامن ایران و دیگری بسترسازی برای رشد تروریزم داعشی در افغانستان تا از این رهگذر رقبای منطقه‌ای امریکا به ویژه چین، ایران و روسیه را در معرض چالش‌های فزاینده امنیتی قرار دهد. 

در مقابل ایران اما در پی تقویت جبهه و جناح قندهار است تا آسیب‌های امنیتی خود از ناحیه تروریزم داعشی را که قرار است با کارگزاری شبکه حقانی متوجه تهران شود، به حداقل برساند. شبکه حقانی از نیروهایی است که در نبرد با منافع ایران در عراق و سوریه دوشادوش القاعده و داعش و اخیراتحریرالشام، حضور پررنگ داشته و راز روی‌گردانی تهران ازمهره‌های اصلی این شبکه و حمایت از جریان قندهار نیز در همین پیشینه خصمانه شبکه حقانی علیه ایران نهفته است.

گزارش‌های معتبری وجود دارد که همزمان با افزایش اختلافات درونی طالبان، جمهوری اسلامی از چهره‌های شاخص و سرشناس مخالفان این گروه، برای سفر به تهران دعوت کرده است. تاکنون سفر رسول سیاف، امیر اسماعیل خان و احمد مسعود به تهران تایید شده است.  

تصور می‌شود افغانستان به زودی شاهد شرایطی دشوار برای تصفیه‌ای خونین میان جناح‌های متضاد قندهار و شبکه حقانی خواهد بود و ایران با فراخواندن مهره‌های برجسته ضد طالبانی، در صدد تشکیل جبهه‌ای منسجم برای روز مبادا است.

گمانه‌ها حاکی از آن است که جولان جاری تیم قندهار، با ورود عریان امریکا در میدان حمایت از شبکه حقانی، مهار و متوقف خواهد شد. در این بین، یکی از نشانگان روشن جانبداری واشنگتن از حقانی‌ها، سفر همزمان سراج الدین حقانی و احمدالشرع در سه هفته پیش به عربستان سعودی است که گفته می‌شود در آن سفر، احمد الشرع در کنار دیدار با مقامات سعودی، با تروریست هم‌پیمان خود سراج الدین حقانی نیز دیدار و گفتگو کرده تا چگونگی الگوگیری از شیوه حکمروایی خود در سوریه را به او آموزش دهد.

پس از فروپاشی دولت اسد در سوریه که تبعات بسیار زیانباری برای نفوذ ایران در خاورمیانه داشت، اکنون ایران خود را در آستانه از دست رفتن جای پای خود در افغانستان می‌بیند و به همین دلیل، به دنبال سرمایه‌گذاری بر روی مهره‌های سوخته و نیروهای نیمکت‌نشین ضد طالبانی است، اما واقعیت امر این است که در صورت حذف دار و دسته ملا هبت الله از قدرت، جبهه مثلا مقاومت ضد طالبانی که قرار است بعد از سه سال نیروی ذخیره بودن، به تازگی از حمایت ایران برخوردار شود،نه‌تنها بدیلی بازدارنده از برنامه‌های امریکایی در افغانستان ومنطقه نیست، بلکه برعکس، به دلیل دنیازدگی و معامله‌پذیری این جریان، امکان همدلی و همسویی آن با راهبردهای کلانواشنگتن در منطقه نیز وجود دارد.

در هر صورت، با یکسره شدن سرنوشت جنگ اوکراین، نوبت بعدی از آن افغانستان است و دیری نخواهد پایید که برد و باخت بازیگران شطرنج سیاست افغانستان و از جمله ایران نیز در این بازی پیچیده و دشوار، مشخص خواهد شد.

نجیب‌الله نیک‌اندیش- خبرگزاری جمهور
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین