غلام فاروق مجروح:
تمرکزگرایی در افغانستان نتیجه نمی دهد/ کارکردهای رهبران حکومت در بسیار مواقع جایگاه قانونی ندارد
 
غلام فاروق مجروح: چند صباحی که از عمر حکومت باقی مانده چه با انحصار قدرت و چه با تقسیم قدرت به پیش خواهد رفت وکسی به دنبال براندازی نظام نیست ولی خیر در همین نهفته است که رئیس جمهور قدرت را تقسیم کند...
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ اسد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۷
کد مطلب: 96812
 
تمرکزگرایی در افغانستان نتیجه نمی دهد/ کارکردهای رهبران حکومت در بسیار مواقع جایگاه قانونی ندارد
 



غلام فاروق مجروح متولد سال ١٣٤٨ ه ش در ولسوالى انجيل ولايت هرات از ليسه دارالعلم هرات فارغ شد؛ از سال ١٣٧١-١٣٧٤ ه ش منحيث آمر حوزه ششم هرات، از سال ١٣٧٧-١٣٨٠ مدير ادارى دفتر جمعيت اسلامى در مشهد، از سال ١٣٨٠-١٣٨٣ ه ش معاون امنيت فرقه هرات و از ١٣٨٥-١٣٨٩ بعنوان ولسوال گلران هرات ايفاى وظيفه کرده است. وى همچنین در لويه جرگه هاى اضطرارى، قانون اساسى و مشورتى صلح عضويت داشت؛ آقای مجروح در دور شانزدهم پارلمان افغانستان به عنوان نماینده مردم هرات در مجلس نمایندگان راه یافت که هم اکنون عضو کمیسیون مواصلات، مخابرات، امور انکشاف شهری، تهیه مسکن، تهیه آب و برق و امور شهرداریهای مجلس نمایندگان می‌باشد.

تشکر آقای مجروح که وقت تان را در اختیار خبرگزاری جمهور قرار دادید؛ به عنوان اولین سئوال: از تشکیل حکومت وحدت ملی سه سال می گذرد، کارکرد حکومت را به عنوان نماینده مردم افغانستان چگونه ارزیابی می کنید، نقاط قوت و ضعف حکومت به ویژه رهبران حکومت چیست؟
بسم الله رحمن الرحیم؛ در قسمت حکومت وحدت ملی باید عرض کرد که آنچه که توقع می رفت که دو تیم با توجه به غنی بودن از شخصیت های بسیار صادق و متعهد در داخل تیم ها و بیرون تیم ها اینها بتوانند ساختاری را به وجود بیاورند که دردها و مشکلات مردم افغانستان را حل کرده و مرهم بگذارند ولی متاسفانه تفاوت دیدگاه ها و اختلاف نظر در دیدگاه ها باعث شده که اینها نتوانند آنچیزی که مردم توقع داشت از عهده آن برآیند، دو تیم اصلاحات و همگرائی و تحول و تداوم اگر یک توافق دیدگاه و تفاهم می داشتند، یکدیگرپذیری می داشتند، کار را مطابق به اصل شایستگی به اهل آن می سپردند مطمئناً وضعیت افغانستان این چنین نمی بود. متاسفانه اینها با مخالفت دیدگاهی که داشتند حکومت هم ناقص ماند، ملت هم بدبخت شد حکومت تعهداتی که به مردم داشت در عرصه اصلاحات و حکومتداری خوب ناکام شد، در برگزاری انتخابات ناکام شد، در تغییر نظام ناکام شد، در مبارزه با مواد مخدر، تعمیم حقوق بشر و... در هیچ یکی از این ها نتوانست موثریت چشمگیر بدست آورد و در همه عرصه ها ناکام ماند و این را من ناشی از اختلاف دیدگاه در حکومت می دانم. چیزی که در حکومت از دیدگاه من منحیث یک برازندگی میتوانم عرض بکنم، در عرصه روابط خارجی نسبت به حکومت گذشته بهتر درخشید و در توجه به زیرساختها نسبت به حکومت گذشته بهتر درخشید، اما کمی دیرتر درخشید، وقتی در این راستا توجه کرد که افغانستان امنیت خوبی ندارد و پروژه های کلان زیربنایی تحقق یافته نمی تواند، اگر حکومت وحدت ملی ۱۰ سال قبل با همین دیدگاه شروع به کار می کرد، یقیناً که ما در عرصه امینت و اقتصاد می توانستیم برازندگی بیشتر داشته باشیم و برای مردم لقمه نانی پیدا کنیم. در عرصه امنیت هم حکومت نتوانست کار بکند اما این مطلب را باید در نظر گرفت که این رژیم میراثدار یک حکومت فاسد است که تمام چالش ها و مشکلات را از آن حکومت به میراث گرفته و مبارزه با این مشکلات یک راه طولانی است ولی اینها در شعارهای انتخاباتی خود هم می دانستند که چنین مشکلاتی وجود دارد و لی در شعارهای خود برای مبارزه و از بین بردن این مشکلات برای مردم تعهد سپردند. وقتی نمی توانستند که این مشکلات را یک طرفه بکنند باید تعهد نمی دادند مثلا برای مردم گفتند برای شما امنیت می آوریم اصلاحات می آوریم حکومتداری خوب می آوریم، با فساد مبارزه می کنیم، اما نتوانستند. اینها اول باید فکر می کردند که ما می توانیم؟ بعد تعهد می دادند. به هر صورت روی هم رفته حکومت وحدت ملی با اوضاع و احوالی که ما امروز در افغانستان می بینیم نتوانسته خوش بدرخشد.

پارلمان افغانستان بیشتر در تقابل با این حکومت قرار داشته، به طور نمونه، هم اکنون یازده وزارت خانه با سرپرست ها اداره می شوند، پارلمان بارها از حکومت خواسته که وزیران جدید معرفی کند اما حکومت وحدت ملی در عملی ساختن خواسته های پارلمان احساس مسئولیت نمی کند، چرا این دو نهاد رودر روی هم قرار گرفته اند؟
ما بسیار کوشش می کنیم که با حکومت در تقابل قرار نگیریم به دلیل اینکه وضعیت فعلی افغانستان که دشمن دروازه خانه های ما را دق الباب می کند و در وضعیتی قرار نداریم که بین هم کشمشکش کنیم. وقتی ما در تقابل با حکومت قرار می گیریم از سر مجبوریت است. همان قسم که خود حکومت وحدت ملی از نظر قانون اساسی جایگاهی ندارد کارکردهای رهبران هم در بسیار مواقع جایگاه قانونی ندارد و این پارلمان افغانستان را مجبور میکند که در تقابل با حکومت قرارگیرد. بطور مثال سه سال از عمر حکومت وحدت ملی گذشته طی سه سال نتوانسته کابینه خود را تکمیل بسازد، خوب این خلأ قانونی است؛ قانون اساسی در رابطه به حکومت و کابینه تذکراتی دارد و در قوانین فرعی و قانون سرپرستی ها هیچکسی حق ندارد که بیشتر از دوماه سرپرست باشد؛ آنهم کسی که رئیس جمهور معرفی میکند نه کسی که رد صلاحیت می شود. به نحوی ما مجبور می شویم که در مخالفت با حکومت قرار بگیریم. همین حالا چندین وزارتخانه، سه تن از اعضای شورای عالی قضا، ریاست هلال احمر، اینها با ده ها و صدها پست ریاست و معینیت با سرپرست ها اداره می شوند. این یک خلأ بسیار کلان برای حکومت است، رهبران حکومت اگر تلاش بکنند که خود را با روح قوانین وفق بدهند قطعا ما مشکل نداریم.

شورای ملی مخصوصا مجلس نمایندگان بارها از تک روی ها در حکومت وحدت ملی انتقاد کرده به ویژه بارها رئیس جمهور را به تک روی و انحصار طلبی متهم کرده است ، آیا واقعا رئیس جمهور افغانستان انحصارگرا است؟
متاسفانه افغانستان چنین است؛ نه تنها رئیس جمهور، بل هرکسی که در افغانستان آمده همینطور بوده، قومگرائی حالا در افغانستان به یک عرف تبدیل شده نه تنها رئیس جمهور، یک وزیر کابینه و یک رئیس یک اداره نیز چنین دیدگاه دارد. تمام رهبران حکومت و کسانی که در اطراف آنها هستند متاسفانه این دیدگاه را دارند. اما در قسمت رئیس جمهور افغانستان که بیاییم در قانون اساسی وظایف، صلاحیت ها و مکلفیت های ارگان ها و افراد مشخص شده؛ جایگاه های حکمی وحقیقی نهادها و افراد مشخص شده؛ خب طبیعتا باتوجه به جامعه سنتی که ما داریم این مشکلات اتفاق می افتد، برای رئیس جمهور هرچندکه یک سلسله صلاحیت ها درنظر گرفته شده اما کوشش میکند قدرت را کاملاً در دست بگیرد و این باعث شده که کارها بطی به پیش برود و رئیس جمهور نتواند از عهده تمام این کارها برآید.

این اواخر بسیاری از جریان های سیاسی و چهره ها از کنار حکومت کنار رفته و در برابر آن، ائتلافهای سیاسی شکل داده اند. بطور نمونه از ائتلاف نجات افغانستان و ائتلاف محور مردم می توان نام برد. مبنای شکل گیری اینگونه ائتلاف ها چیست و شما به عنوان نماینده مردم چه دیدی نسبت به این ائتلافها دارید؟
موضوع ائتلاف ها، یکی بحث محورملی است که به عنوان یک جریان سیاسی عرض وجود کرده و می خواهد که در مبارزات سیاسی افغانستان نقش ایفا کند این حق هر شهروند افغانستان است هر عده ای از مردم خواسته باشند می توانند حزب، انجمن و نهاد بسازند و به مبارزات مدنی و سیاسی مبادرت ورزند، یکی هم بحث ائتلاف نجات افغانستان است که از بطن حکومت شکل گرفته؛ این می رساند که رهبران حکومت وحدت ملی انسانهای مدیر و با تجربه ای نیستند، اگر می بودند حداقل تیم های خود را محافظت می توانستند که نتوانستند. این مسئله به خود این ها بر می گردد و اگر اینها درست می توانستند کار بکنند، دیدگاه مشترک می داشتند، کار مشترک می داشتند و تفاهم می داشتند، قطعاً چنین چیزی اتفاق نمی افتاد.

با توجه به اینکه شما عضو حزب جمعیت اسلامی هستید، برخیها به این عقیده اند که این حزب در چند سال اخیر، اقتدار خویش را از دست داده و اعضای ارشد جمعیت اسلامی از طریق شکل دهی ائتلاف ها و تجمعات کلان سیاسی می خواهند نفوذ و اقتدار شان را بر حکومت بیشتر بسازند، چنین چیزی چقدر می تواند دقیق باشد؟
جمعیت اسلامی افغانستان به عنوان قوی ترین حزب جهادی و سیاسی افغانستان توانسته هم در دوران جهاد در برابر روسهای جنایتکار خوش بدرخشد، در زمان مقاومت در برابر پاکستانی ها و طالبها تنها حزبی که با همکاران خود و احزاب دیگر که در کنار جمعیت بودند، توانست در برابر پاکستانی ها و تجاوز سیاه، خوب ایستادگی کند. بعد با روی کار آمدن نظام سیاسی نیز جمعیت اسلامی تاثیرگذارترین حزب در افغانستان بوده و هست. برای جمعیت اسلامی افغانستان حضور در قدرت کمرنگ یا پر رنگ مطرح نیست برای جمعیت اسلامی افغانستان حضور در بین لایه های اجتماع مطرح است. جمعیت اسلامی حزبی است که میلیونها طرفدار دارد و هر وقت که از هرکس پشتیبانی کرده آن شخص را جمعیت اسلامی پیروز میدان کرده. مثلا در روی کار آمدن رژیم فعلی، برای مردم افغانستان معلوم است که داکتر عبدالله برنده میدان بوده حال اینکه امریکائیها با داکتر عبدالله مشکل داشته اینکه مشکل جمعیت نیست. مهم این است که جمعیت رای مردم را گرفته، تمام! حالا اولاً جمعیت آنطور نیست که ضعیف مانده باشد، حال که داکتر عبدالله در ۵۰ فیصد قدرت افغانستان شریک است از آدرس جمعیت است نه از آدرس شخص خود. یک شخص هیچکاره نیست، شما حالا ببینید که وزرای کابینه مثل وزیر داخله، لوی درستیر، وزیر انرژی و آب، وزیر صحت عامه، وزیر اقتصاد و تعدادی از وزرای دیگر، تعدادی از سفارتخانه ها و قومندانی ها اعضای جمعیت اسلامی هستند. هرچند آنچه که حق جمعیت و هواداران جمعیت باشد در حکومت به آن اندازه نیست اما این به آن معنی نیست که اگر جمعیت در حکومت نقشش پر رنگ بود نقشش فعال است اگر نبود؛ نیست! جمعیت به عنوان تاثیرگذارترین حزب سیاسی در افغانستان چه در حکومت نقش داشته باشد چه نداشته باشد مهم این است که در بین مردم چه نقش دارد و تنها حزبی که می تواند فعل و انفعالات سیاسی افغانستان را جهت دهد جمعیت اسلامی افغانستان است و جمعیت مربوط به فرد هم نیست؛ مربوط به جمع است و می تواند که جمعیت اسلامی در تمام برنامه های کلان سیاسی افغانستان نقش بازی کند.

تغییر نظام سیاسی و تمرکز زدائی از قدرت در افغانستان یکی از داعیه های همیشگی جمعیت اسلامی بوده است، جمعیت اسلامی برای تحقق این داعیه کلان چقدر توانسته محورهای قدرت در داخل و در کشورهای خارجی تاثیرگذار را متقاعد بسازد؟
تا جایی که در قانون اساسی افغانستان نگاه بکنیم تا زمانیکه لوی جرگه قانون اساسی برگزار نشود ما نمی توانیم تغییری در نظام ایجاد کنیم. یک مطلب را باید متوجه باشیم افغانستان اقلیت های قومی نیست. بحث اکثریت و اقلیت در افغانستان مطرح نیست؛ هیچ قومی در افغانستان اکثریت نیست، هر قوم کم و بیش نفوس خود را دارد ولی به معنای اکثریت در افغانستان نیست. این یک بحث بسیار واضح است. می آییم سر داعیه جمعیت، شما هفده سال از طول عمر این نظام را می بینید و روزگار مردم را هم می بینید به این نتیجه می رسید که حکومت مرکزی درافغانستان، تمرکزگرائی در افغانستان نتیجه نمی دهد؛ اگر می داد اوضاع مردم خوب می شد. برای ما مهم نیست که این چقدر اثر داشته به خاطر اینکه تا لوی جرگه دایر نشود نمی تواند تغییر ایجاد شود. برای ما این مهم است که مردم چقدر از این داعیه حمایت می کنند. ما می توانیم با قاطعیت بگوئیم که حداقل ۸۰ فیصد مردم افغانستان از این داعیه حمایت می کنند و تمام اقوام باهم برادر افغانستان از این داعیه حمایت می کنند. یک وقتی این قسم احساس نشود که شاید برادران پشتون حمایت نکنند! خیلی از برادران پشتون از این داعیه حمایت می کنند، خیلی از برادران تاجیک حمایت میکنند و یا از هزاره ها و ازبیک ها و سایر اقوام چون ایماق و گوجر. اصلا داعیه، یک داعیه ملی است و هر وقتی که لوی جرگه دایر شود نظام تغییر خواهد کرد. اما اینکه خارجی ها تغییر نظام را چقدر می پذیرند به جمعیت اسلامی مربوط نمی شود... اما خارجی ها نقش شان در افغانستان دائمی نخواهد بود و این خواسته جمعیت تحقق پیدا خواهد کرد.

با این شیوه حکومتداری که وجود دارد طوری که حتی نماینده ویژه سازمان ملل از روش حکومتداری در افغانستان انتقاد کرده به نظر شما به عنوان نماینده مردم برای بیرون رفت از مشکلات فعلی چه چیز می تواند راه حل باشد؟
راه حل، وفاق ملی و همدیگرپذیری مردم افغانستان، و نیز اعتماد سازی میان مردم، فعال سازی سیستم مکافات و مجازات و سپردن کار به اهل است. چند صباحی که از عمر حکومت باقی مانده چه با انحصار قدرت و چه با تقسیم قدرت به پیش خواهد رفت وکسی به دنبال براندازی نظام نیست. ولی خیر در همین نهفته است که رئیس جمهور قدرت را تقسیم کند و قدرت را مطابق به قانون اساسی به ولایات تقسیم بکنند.

گفتگو از عبدالجلیل سروش- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark