اسماعیل قاسمیار:
مردم افغانستان حق دارند از ناتو بپرسند که چرا امنیت تأمین نشد
 
با وجودی که نیروهای آیساف در کشور بود، اما با حضور نظامی آنان، همین طالبانی که سقوط کرده بودند و نیروی نظامی در اختیار نداشتند، بعد از چند مدتی، به نیروهای نظامی طالبان افزوده شد و از چند صد تا به چندین هزار طالب جنگجو افزوده شد. یعنی پس مردم ما حق دارند این سئوال را داشته باشند که چی شد و چرا طالبان قوت گرفت؟
تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ دلو ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۹
کد مطلب: 91374
 
مردم افغانستان حق دارند از ناتو بپرسند که چرا امنیت تأمین نشد
 

محمداسماعیل قاسمیار رییس کمیسیون روابط بین الملل شورای عالی صلح است. آقای قاسمیار از رشته حقوق و علوم سیاسی در سال ۱۳۴۱ فارغ شده است. وی در سال ۱۹۶۵ جهت کسب آموزش عالی در رشته اداره قضا از سوی اداره USAID به ایالات متحده امریکا اعزام گردید.
قاسمیار در سال ۲۰۰۱ رییس کمیسیون برگزاری لویه جرگه اضطراری و سپس به ریاست آن جرگه بزرگ ملی، انتخاب شد. وی از سال ۲۰۰۹ تاکنون به حیث عضو و مشاور روابط بین الملل شورای عالی صلح ایفای وظیفه می نماید.

آقای قاسمیار! تشکر که فرصت تان را در اختیار خبرگزاری جمهور قرار دادید؛ شورای عالی صلح تاحالا چه کرده و گفتگوهای صلح چگونه پیش رفته و مدیریت می شود؟
با تأسیس شورای عالی صلح که از آن چندین سال میگذرد، بیش از یازده هزار نفر مخالف مسلح به پروسه صلح یکجا شده اند، بیش از ۹ هزار جنگ افزارهای سبک و سنگین را به زمین گذاشته اند که شورای عالی صلح به دولت تسلیم کرد و خوشبختانه امروز تمام جهانیان، چهره صلح خواهانه ما را به رسمیت شناخته است. روند صلح را به رهبری افغان ها قبول کرده اند، هماهنگی و همصدایی را با مردم افغانستان نشان داده اند؛ ببینید کشورهای قلب آسیا، نشست هایی که در استانبول و جاهای دیگر برگزار شده اند، همه از روند صلح در افغانستان حمایت کرده اند و حتی نشست سه جانبه و شش جانبه که حالا در مسکو برگزار شده است، نیز از روند صلح افغانستان دفاع و حمایت می کنند که البته ظاهرا حقیقت داشته باشد که آن ها واقعا همکار در روند صلح باشند.
یک موضوع را که باید بگویم، این نشست ها که در مسکو برگزار شده، امیدوارم که گام اول آن برای یک وفاق منطقه ای باشد. چرا؟ خیلی برای ما مهم است که ما همصدایی و همیاری کشورهای منطقه و مخصوصاً همسایه ها را با خود داشته باشیم. با این وجود، ما بهتر میتوانیم این مبارزه را رهبری کنیم. دیگر اینکه، خصومت و دشمنی ما مشترک است، درست است که در افغانستان دود و آتش شعله ور است که ما می سوزیم، اما حالا دود این آتش به چشم دیگران هم رسیده است. کشوری که از این حالت پشتیبانی می کند و آتش افروزی را گسترده تر می کند، دامن خودش را گرفته است.
خب، این کشورها این توانایی و قوت را دارند که این ها در آوردن صلح و ثبات در افغانستان، همکاری کنند. خبر دارید که در این نشست شش جانبه از رهبری طالبان دعوت شد و من میخواهم بگویم تاجایی که این اصل که مالکیت و رهبری از آن افغانستان است؛ خدشه دار نشود و دیگر اینکه واقعا و صمیمانه برای صلح و ثبات افغانستان کار شود، ما استقبال می کنیم.

بعد از این که پیر سید احمدگیلانی درگذشت، دیدگاه های اعضای شورای عالی صلح در مورد گزینش رییس جدید این شورا چیست؟
ما عقیده داریم، روشی که رییس جمهور قبلی "کرزی" به کار می برد از این روش استفاده شود، روش حکومت قبلی این بود که کرزی با اعضای شورای عالی مخصوصا با اعضای هیات اجرائیه شورای عالی صلح، مشوره می کرد، کاندیدا را بیان میکرد که چی کسانی به حیث رییس شورای عالی صلح کاندید هستند و در مورد هر یک این ها، نظرخواهی می شد که با کدام موافق هستید که به عنوان رییس، گماشته شود؛ این یک مشوره معقول و مفید خواهد بود، به این خاطر اعضای شورای عالی صلح به خصوص اعضای ارشد این شورا که شش سال است که در این راستا مصروف هستند و کار می کنند، لهذا از هرکس دیگری بهتر میدانند که چی خواسته ای دارند و شورای عالی صلح که رهبری آن تعیین شود، آن اوصاف مناسب را داشته باشند، به طور مثال" حتما مصلح باشد، خود شخص رییس شورای عالی صلح، صلح خواه باشد، از دل و جان صلح بخواهد، اصلاح طلب باشد، این که قومگرا نباشد، اگر یک شخصی رییس شورای عالی صلح شود که تمایل به یک قوم و قومگرایی داشته باشد، فعالیت های این شورا نتیجه بخش نخواهد بود به خاطر اینکه در راه یک صلح جامع، پایدار و عادلانه، این ها وقتی مؤثر می شود که همه موافق به صلح باشند.
برنامه های صلح ما باید جامع باشد و همه را در بر گیرد، این برنامه ها و کارها وقتی پایدار می باشد که مسایل عدالت اجتماعی رفع شود، فساد از بین برود، موادمخدر کاهش داده شود، عدالت قضایی تقویت پیدا کند و ارگانهای عدلی بیشتر و خوبتر عمل کنند. اگر جامعه از این فسادها رهایی نمی یابد، حداقل کاهش داده شود. لهذا در رهبری شورای عالی صلح، ایجاب می کند که یک شخص مدیر و مدبر واقعی به میان بیاید و آن را ریاست کند، چهره ای نباشد که دیگران چی در سطح داخلی و چی در سطح خارجی علیه آن نزاع داشته باشند و حتی مفید است کسی در راس شورا برگزیده شود که که طالبان بر علیه وی ضدیت داشته نباشد.

منظور شما این است که کسی در رأس شورای عالی صلح قرار بگیرد که چهره منفور برای طالبان نباشد؟
بله بله؛ شخصیتی که خیلی نزاع در مورد وی چه در داخل و چه در اطراف کشور علیه آن شخص نباشد.

پس از آنکه رییس شورای عالی صلح درگذشت، خیلی ها تاکید بر این داشته اند که دروازه شورای عالی صلح بسته شود، چرا این شورا در نزد مردم افغانستان بی اعتبار شده است؟
ببینید، جواب ساده این است که مردم میگویند یک نهاد به نام شورای عالی صلح داریم، اما صلح نداریم. پس ملامت شورای عالی صلح است. ببیند این بسیار حرف ساده ای است اما ما نباید موضوع را به این سادگی در نظر بگیریم و باید یک کمی تحلیل کنیم؛ عرض کردم که معضل کشور ما معضلی پیچیده است.
متاسفانه هر روزی که از عمر آن میگذرد، بر پیچیدگی آن افزوده می شود. یک بُعد ندارد، بلکه بُعدها دارد. جنگی نیست که ما شروع کرده باشیم و دوام می دهیم. در این جنگ، خیلی ها دخیل هستند، از اول، آن طرف اقیانوس ها و به اصطلاح، ده ها و هزاران کیلومتر به اینجا می آیند که به اصطلاح، بازیگران اصلی هستند. میخواهم بگویم که البته اشاره هم کردم، چهارده سال، حدود ۱۵۰ هزار سرباز ناتو در افغانستان حضور داشته اند، طوری که مقام های امریکایی می گویند صد میلیارد دالر مصرف کرده اند، با این قدر مصرف و حضور نیروی نظامی و در کنار آن، نیروی نظامی افغان، با این همه، صلح نتوانستند بیاورند و امنیت را تامین نکردند، پس مردم درک می کنند که این گپ ساده نیست و خیلی مغلق است. این مسایل زمانگیر است.
اما در مورد افغانستان این استراتژیهای پوشیده و پنهان است که چه دستهایی در این جنگ نهفته است. اصلا نقشه و پلان چیست که افغانستان را دهلیزی درست کرده اند که رقابت های خود را با چین و روسیه، از طریق افغانستان سر وسامان میدهند و پیامدهای این مسئله، آن است که مردم ما قربانی می دهند، خانه های افغان ها خراب می شوند تا که دیگران به اهداف و استراتیژی شان دست یابند. البته خوشبختانه نقش وجود شورای عالی صلح خیلی ارزشمند و ملی است، مشروعیت می دهد و پشتیبانی جهانی را با خود کسب کرده است، باید بگویم که جرگه ملی مشورتی که در آن یکهزار وششصد عضو سرتاسری افغانستان شرکت کردند، آن ها سفارش کردند که شورای عالی صلح ایجاد شود پس یعنی لغو آن نیز باید از همان طریق صورت بگیرد. کسانی که ایجاد کرده اند، باید آن ها در مورد لغو شورای صلح تصمیم بگیرند. در حالی که شورای عالی صلح هیچگونه باری برای ملت نبوده است. وجهه ی صلح خواهانه مردم را شورای عالی صلح، متبارز کرده است.

آقای قاسمیار! اگر طالبان صلح نمی کنند، پس این گروه چه خیالی در ذهن دارند؟
خب، طالبان در افغانستان یک امارت داشتند که از دست داده اند. فکر میکنند که امارت و قدرت شان را پس بگیرند. خب به هرحال، باید واقع بین باشند، مجالی ندارند به جز صلح. اولاً در داخل افغانستان، مردم دیگر روی کار شدن امارت را نمی پذیرند، و رأی نمی دهند، یک نظام باید به رأی مردم متکی باشد که مردم ایجاد کنند و این خیالی را که طالبان در ذهن پرورش داده اند، امکان ندارد.
در سطح جهان نیز، جامعه جهانی موافق نیست که امارت طالبان در افغانستان احیا شود، اگر چنین چیزی صورت گیرد، این جا لانه تروریستی شناخته می شود که بازهم حملات یازده سپتامبر تکرار می شود. خب به هرحال، می گویم که اگر این خواسته ها مشروع باشد، از طریق خواسته های مشروع سر وسامان داده شود، به چی معنی؟ اگر هدف این است که طالبان در قدرت سهیم شوند، راه معقول، دموکراتیک و مشروع آن این است که طالبان بعد از این که به صلح یک جا می شوند، فعالیت های سیاسی قانونمند را شروع کنند؛ انتخابات برگزار می شود و به انتخابات ریاست جمهوری کاندید کنند، در مقام ها و هرجایی که انتخابات برگزار می شود، کاندید کنند با کسب رای مردم، می توانند صاحب قدرت مشروع شوند، در حالی که زندگی مسالمت آمیز و قانونمند در کشور داشته باشند.
فکر میکنم، چون این ها فعلاً در خدمت مقاصد دیگران هستند، استراتیژی های پنهانی است که از وجود طالبان استفاده می شود، دشمنان، طالبان را از جنس خودمان انتخاب کردند، طالب افغان است و افغان را به جان افغان انداخته اند، طالبان متاسفانه در خدمت مقاصد دیگران قرار گرفته اند و خود را به کشتن میدهند، خانمها و اطفال شان را نابود می کنند تا که دیگران به مقاصد، اهداف و استراتیژی خورد و کلان خود برسند.

آیا می توان پرسید که گزینه ای غیر از گفتگوهای صلح، برای طالبان وجود دارد؟ در حالی که جنگ هم راه حل نیست.
اصلا نظامی گری، راه حل نیست، جنگ راه حل نیست، البته ما در حالت دفاعی هستیم و چاره نداریم. مثلا وقتی نشسته ایم، طالبان حمله کنند، باید از ناموس، از دین و از خاک خود دفاع کنیم. دیگر اینکه امیدوارم هر دو طرف به عقل بیایند و این ها از راه گفتگو و مصالحه، از راه تفاهم، از طریق جرگه، این مشکلات حل شود. پس زندگی، با وحدت ملی پیش برده شود که امیدوارم از این عقلانیت شرعی و سیاسی استفاده شود.

پس این نشست هایی که کشورهای منطقه در مورد صلح افغانستان برگزار می کنند، بخصوص مسکو که این اواخر خیلی علاقه دارد و سخت مصروف برگزاری نشست ها در مورد افغانستان است، این نشست ها به چی معنی است؟
ببینید، اول باید ریشه ی این حضور پر رنگ روسیه را در عرصه سیاست و امنیت در منطقه به این جستجو کرد که متاسفانه حضور نظامی خیلی پر رنگ نیروهای ائتلاف، آیساف و ناتو که بیش از ۱۵۰ هزار نیروی نظامی با خود داشت، با همه تجهیزاتی که به همراه داشتند، این ها به منظور تامین امنیت و ثبات در افغانستان آمده بودند، با وجود امکانات نظامی فراوان، این ها امنیت و ثبات را در کشور برقرار کرده نتوانستند. حرف واضح و روشن است، که میخواهم کمی بشکافم؛ وقتی که امریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد، طالبان نیروهای جنگی اش را از دست داد، طالبان فقط در حد چندصد تا نیروی جنگی را در اختیار داشتند، اما با وجودی که نیروهای آیساف در کشور بود، اما با حضور نظامی آنان، همین طالبانی که سقوط کرده بودند و نیروی نظامی در اختیار نداشتند، بعد از چند مدتی، به نیروهای نظامی طالبان افزوده شد و از چند صد تا به چندین هزار طالب جنگجو افزوده شد. یعنی پس مردم ما حق دارند این سئوال را داشته باشند که چی شد و چرا طالبان قوت گرفت؟ آیا این نیروهای ناتو که قوت نظامی جهان گفته می شود، نتوانستند طالبانی را که نیروی نظامی محدودی داشتند، کاملا متلاشی می کردند که دیگر بروز نمی کرد؟ یعنی این سئوال، سئوال منطقی و بجا است که مردم افغانستان از حضور نظامیان ناتو بپرسند که چرا امنیت مردم افغانستان تامین نشد؟ در چهارده سال حضور نیروهای بین المللی در افغانستان، هنوزهم چرا صلح به میان نیامد و وضعیت مردم افغانستان به گونه روز افزون، بدتر می شود؟
شما ببنید، امروز در خیلی از ساحات افغانستان جنگ از سوی طالبان جریان دارد و یاهم ساحات این کشور تحت کنترول طالبان قرار گرفته است که این حالت به شدت رقت بار است. این باعث شد که روسیه به فکر شود که امریکا نتوانست یا نخواست که صلح و ثبات در افغانستان تامین شود. بی ثباتی در افغانستان موجب شده که ثبات و امنیت کشورهای همسایه تحت تهدید قرار گیرد؛ حتی روسیه و چین.
پس روسیه از این ناکامی امریکا و ناتو، استفاده کرده و در منطقه، حضور پر رنگ داد و دست به یک ابتکاری زد، اول نشست های سه جانبه را برگزار کرد و بعد نشست های شش جانبه را. این ها یک دلیل حضور پر رنگ روسیه در منطقه است. دلیل دوم این است که روسیه تجربه سوریه را با خود دارد. در سوریه توانست که از دولت بشار اسد پشتیبانی کند و جنگ را علیه داعش و مخالفان مسلح دولت سوریه شروع کرد؛ شما خبر دارید که کشور دوست و برادرمان ایران هم در آن جا بنابر تقاضای دولت سوریه، کمک های مشورتی و بعضا نظامی انجام دادند که توانستند عده ای از مخالفان را از بین ببرند و داعش را در سوریه رو به سقوط نزدیک کند. دلیل سوم این است که خود روسیه، در معادلات منطقه، در معاملات سیاسی، نظامی و امنیتی و امثال آن، خواست که خود را فعال تر بسازد، پیش از این، موضعگیری های روسیه، موضعگیری های فعال نبود، حتی انفعالی بود و حالا روسیه خواست که از این حالت خود را خارج سازد و خود را قویا فعال سازد. دیگر این که یک قطبی بودن جهان که تنها امریکا رهبری آن را به عهده دارد، روسیه به این فکر افتاد که میراث گذشته ای را که اتحاد شوروی وقت داشت،کم کم احیا کند.

آقای قاسمیار! با وجود آنکه کشورهای منطقه هر ازگاهی، بدون حضور افغانستان، در مورد این کشور تصمیم می گیرند و گاهی هم به طالبان مشروعیت سیاسی می بخشند، در واقع، چی پیامی را برای حکومت وحدت ملی میرساند؟
حکومت وحدت ملی، باید از فرصت هایی که می آید، این فرصت ها را به نفع منافع ملی و به نفع منافع جمعی منطقه استفاده کند؛ یا به عبارت دیگر، در این وضعیت، یک مدیریت مؤثر و با تدبیر بکار است. این حالتی که پیش آمده است، شش کشور اطراف ما نشسته اند در مورد همکاری به افغانستان صحبت می کنند؛ باید صلح و ثبات بیاید، از این فرصت استفاده بهینه شود. باید درست استفاده شود، نگذاریم که این فرصت ها، پس برای افغانستان چالش شود بلکه درصدد این باشیم که چالش را برای خود فرصت بسازیم و این فرصت را استفاده دقیق کنیم.

گفتگو از وحید فرزان – خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark