سهم ارگ در قطب بندی های قومی
عبدالمتین فرهمند
 
غنی: "ما نمی‌توانیم نابودی پنهانی برخاسته از قطب‌بندی‌ قومی را دست کم بگیریم. مثل همیشه، رهبران بی‌پروا و افرادی که منافع ملی را قربانی منفعت شخصی‌شان می‌کنند، می‌توانند یک جامعه پولاریزه را دست‌کاری کنند. ما نمی‌توانیم اجازه چنین کاری را بدهیم."
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۸ سرطان ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۴
کد مطلب: 96126
 
سهم ارگ در قطب بندی های قومی
 


اشرف غنی می‌گوید که نارضایتی‌های قومی در افغانستان پیچیده و به صورت عمیقی محسوس بوده و اکثرا استوار بر بی‌توجهی و تبعیضی است که از گذشته برجا مانده است.
رئیس جمهور روز یکشنبه گفت احساس نارضایتی در افغانستان به صورت فزاینده‌ای شکل قومی به خود می‌گیرد.
او گفت: "ما نمی‌توانیم نابودی پنهانی برخاسته از قطب‌بندی‌ قومی را دست کم بگیریم. مثل همیشه، رهبران بی‌پروا و افرادی که منافع ملی را قربانی منفعت شخصی‌شان می‌کنند، می‌توانند یک جامعه پولاریزه را دست‌کاری کنند. ما نمی‌توانیم اجازه چنین کاری را بدهیم."

او گفت که حکومت نمی‌تواند اجازه دهد که این زهر گسترش یابد. به عنوان بخشی از مشوره‌ها و رجوع به مردم، یک گفتمان ملی که نگرانی‌های مردم را مشخص خواهد ساخت، رهبری خواهد کرد تا بتواند با آنها به صورت آزادانه بحث کند و به صورت جمعی از قطب‌بندی‌ شدن کشور جلوگیری کند.... غنی وعده داد که... با تمامی اقشار به صورت عادلانه رفتار‌ شود...

ادعاهای امروز آقای غنی، یادآور شعارهای دروغین دوران پر تب و تاب مبارزات انتخاباتی بود تا بیان رؤوس اساسی یک استراتژي دوراندیشانه رهبری که به پشت سر گذاشتن گذشته، گذار از اکنون و دست یافتن به آینده ای عاری از تنش و تخاصم ناشی از قطب بندی های ویرانگر قومی و بحران های فراگیر یک جامعه از هم گسیخته و نامتحد، نظر دارد.

اشرف غنی با رندی و تردستی، عامل اصلی نارضایتی های رو به افزایش قومی در افغانستان را ناشی از بی توجهی و تبعیضی عنوان کرد که از گذشته به جا مانده است. در این مورد، تا حدی حق با اوست. آنچه امروز بر ما می رود، میراث شومی است که از گذشته به ما رسیده؛ اما مشکل ما این است که نخواسته یا نتوانسته ایم برای زدودن سایه سنگین این میراث شوم گذشته، مبارزه و تلاش کنیم.

وقتی آقای غنی و هیچ یکی دیگر از دولتمردان دیروز و امروز افغانستان حاضر نیستند سیاست های فاشیستی عبدالرحمان خان و تصفیه قومی و پاک سازی نژادی او را نفی و محکوم کنند، وقتی رییس جمهور نمی خواهد طالبان را به عنوان یک گروه تروریستی با اهداف و رویکردهای غلیظ و پررنگ فاشیزم و تبارگرایی به میراث مانده از نیاکان شان، به رسمیت بشناسد، وقتی او و سایر همگنانش در دولت وحدت ملی، هنوز راه اعتراض های مدنی و صلح آمیز را با کانتینرها می بندند و صداهای اعتراض و دادخواهی و عدالت طلبی و نفی تبعیض و رفع انحصارگرایی را با گلوله های جنگی در نطفه خفه می کنند و وقتی قومگرایی در رگ و خون آنها جای دارد و ده ها نمونه دیگر از این دست، چگونه میتوان باور کرد که سخنان امیدبخش و سراسر ادعاهای پوچ آقای غنی، باورهای واقعی سیاستمردی است که به صورت گسترده متهم به دامن زدن به قوم گرایی و فاشیزم و انحصار قدرت و خودمحوری و استبداد رأی و طرد و تصفیه مخالفان از قدرت و دامن زدن آگاهانه و عامدانه به قطب بندی های ویرانگر قومی است؟

در این که رهبران بی پروا و افرادی که منافع ملی را قربانی مطامع شخصی شان می سازند، هنوز هم به صورت آشکار از مجرای قطب بندی های قومی، تغذیه سیاسی می کنند و از این مسیر برای اشباع حس قدرت طلبی و برتری جویی شخصی خود، سود می برند، حق با اشرف غنی است؛ اما آیا دلیل متقن و اطمینان بخشی وجود دارد که نشان دهد خود آقای غنی و همگنانش در کانون مرکزی قدرت در ارگ ریاست جمهوری و نیز متحدان پرقدرت او در خارج از دایره قدرت مانند گلبدین حکمتیار، از این قاعده مستثنی هستند و در دمیدن در تنور تنش آفرینی قومی، هیچ سهم و نقشی ندارند؟

اساسا خلاف این مدعا که قطب بندی قومی در هیچ مقطعی از تاریخ پرماجرای افغانستان به اندازه دولت وحدت ملی اشرف غنی، بارز و شدید و خطرناک نبوده، چیزی است که آقای غنی باید آن را اثبات کند؛ در غیر آن، این یک حقیقت مسجل و ثابت شده است.

نفس اینکه غنی می گوید که ما نمی توانیم اجازه قطب بندی کردن قومی جامعه، توسط افراد و رهبران منفعت طلب را بدهیم، مبتنی بر نوعی ادبیات زور و تهدید است و برآیند عملی این طرز دید، قد برافراشتن کانتینرها و زبان آتشین تفنگ در برابر جنبش های عدالتخواه و ضد تبعیض خواهد بود.

او باید روشن کند که وقتی نمی خواهد جامعه به نحو شتابناکی به سمت قطب بندی های قومی حرکت کند و دولت و مردم، شاهد بروز نتایج و برایندهای منفی و ویرانگر این سیر سریع باشند، چه الگوی جایگزینی برای مهار این وضعیت و ظهور شرایط مطلوب جدید دارد.

برابری شهروندان، راه اندازی گفتمان ملی، کسب اجماع عمومی، مشارکت سیاسی، شکستن حصارها و انحصارها و نفی تبعیض و دوگانه رفتاری مبتنی بر نگاه برتری جویانه قومی و... آمال و امیال متعالی و مقدس همه شهروندان افغانستان است و آقای غنی هم از قضا، این موارد مهم را به خوبی دریافته است؛ اما با استفاده از چه ابزار فوق پیشرفته ای باید نشانه های اندک و کوچک تعهد واقعی و باور باطنی اشرف غنی به این فاکت ها را در سیاست های روزمره و شیوه منحصر به فرد مدیریت او جستجو کرد تا اطمینان نمود که او در بیان و بلغور مدام این مفاهیم، واقعا صادق است؟!

عبدالمتین فرهمند- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark