افزایش نیرو؛ نیاز افغانستان یا نیاز غرب؟
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ ثور ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۴۶
کد مطلب: 94541
 
افزایش نیرو؛ نیاز افغانستان یا نیاز غرب؟
 


جنرال جوزف دانفورد؛ رییس ستاد مشترک ارتش امریکا هشدار می‌دهد که هم اکنون چندین گروه تروریستی فعال در افغانستان آرزوی راه اندازی حمله‌های مرگبار را بر منافع غرب در سر می پرورانند.
آقای دانفورد می گوید که ۱۸ تا ۱۹ گروه تندرو در افغانستان و منطقه فعال اند و می خواهند حملاتی مشابه حمله‌ یازدهم سپتامبر را در غرب راه اندازی کنند.
به گفته او، افزایش احتمالی شمار نیروهای امریکایی در افغانستان برای جلوگیری از حمله‌های تروریستی در غرب اثرگذار خواهد بود.
دانفورد با ابراز نگرانی درباره اوضاع افغانستان، می گوید که نیروهای دولتی افغانستان فراتر از انتظار در جنگ تلفات می دهند و کاهش حضور امریکا در این کشور یک گزینه نیست.
جنرال دانفورد گفته است:"افغانستان جایی است که حمله کنندگان، حمله یازدهم سپتامبر را برنامه ریزی اجرا کردند... بنابراین وظیفه ما نگهداشتن فشار بر این گروه هاست تا جلو حمله بر غرب گرفته شود."

از همان ابتدا هم مشخص بود که یکی از مأموریت های واقعی نیروهای نظامی غربی به رهبری امریکا در افغانستان، جنگیدن با دشمنی است که قرار نبود مراکز تجاری و اماکن سیاسی و نظامی غرب را در واشنگتن و نیویارک و لندن و پاریس و برلین را آماج قرار دهد.

بر پایه این ایده، جنگ با تروریزم امریکا در افغانستان، اگرچه به نام افغانستان آغاز شد و ادامه پیدا کرد و بالطبع سنگین ترین هزینه آن را نیز افغانستان متحمل شد؛ اما هرگز برای افغانستان و مردم آن نبود.

به بیان روشن تر، امنیت و صلح و ثبات و پیشرفت و آرامش افغانستان، در هیچ برهه زمانی برای امریکا و غرب، اولویت و اهمیت نداشته است و اکنون که قرار است نیروهای امریکایی و غربی بار دیگر در افغانستان، افزایش پیدا کنند نیز این مهم، برای افغانستان صورت نمی گیرد.

بر بنیاد این ارزیابی، تروریزم زمانی برای غربی ها یک خطر محسوب می شود که به صورت بالفعل یا بالقوه بتواند منافع غرب را در افغانستان و یا خود پایتخت های غربی، آماج قرار دهد؛ در غیر آن، غرب نه در افغانستان و نه در هیچ جای دیگر جهان، خود را ملزم و مجبور به مبارزه با تروریزم نمی داند و در این میان، گاهی اگر اقدامی زیر نام مبارزه با تروریزم هم صورت می گیرد، حتما و یقینا یکی از دو انگیز ذیل در آن دخالت دارد: یا منافع غربی ها به صورت بالفعل یا بالقوه از جانب تروریست ها در معرض خطر قرار گرفته است و یا منافع بزرگ و استراتژيک دیگری وجود دارد که غرب تنها زیر نام مبارزه با تروریزم می تواند به آن دست پیدا کند.

حضور نظامی غرب و امریکا در افغانستان نیز بی تردید از همین دو قاعده، پیروی می کند و کاهش و افزایش نیروهای نظامی کشورهای غربی به رهبری امریکا هم تابع اقتضائات و شرایطی است که علی القاعده باید به تأمین هردو یا یکی از این دو هدف، کمک کند. در غیر این صورت، آنچه این فرمانده امریکایی و نیز برخی از مقام ها و فرماندهان نظامی داخلی، از آن به عنوان ضرورت و نیاز افغانستان به افزایش نیروهای نظامی غرب یاد می کنند، صرفا تلاشی برای انحراف افکار عمومی و وارونه نمودن واقعیت است.

اگر این استدلال ها درست باشد، بی تردید این مهم نیز مطرح می شود که در حالی که چالش های امنیتی افغانستان روز به روز تازه تر و پیچیده تر و سنگین تر می شود، چرا راهکار غرب و دولت افغانستان برای مواجهه با این چالش ها همواره همان است که بوده است؟ به بیان دیگر، امریکا، ناتو و دولت افغانستان علیرغم درک شرایط دشوار و خطرناک جاری در افغانستان، همچنان به حربه های کهنه، از کار افتاده و از قبل آزموده شده ای مانند افزایش نیروهای نظامی غربی متوسل می شوند، در حالی که خود می دانند که این اقدامات چیزی نیست که به تحقق هدفی که زیر نام مبارزه با تروریزم، مطرح می شود، کمکی بکند.

یکی از نشانه هایی که حاکی است غرب و امریکا در زمینه افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان زیر نام کمک به مبارزه با تروریزم، صادق نیستند، این است که این نیروها وارد جنگ مستقیم با تروریزم نمی شوند و دایره مأموریت آنها از ارائه «مشورت» یا بعضا «آموزش» به نیروهای امنیتی افغانستان، فراتر نمی رود. با این حساب، کاهش یا افزایش نیروهایی که هرگز قرار نیست با تروریزم بجنگند، چه تأثیری روی امنیت افغانستان خواهد گذاشت؟

بدیهی است که این یک بازی تبلیغاتی است که در پوشش آن، اهداف دیگری که مستقیما با سلطه، اهداف و منافع غرب در افغانستان و منطقه ارتباط دارد، دنبال می شود.
محمدرضا امینی- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark