جنگجویان دیروز، صلح آوران امروز؟
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ثور ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۸
کد مطلب: 94495
 
جنگجویان دیروز، صلح آوران امروز؟
 


حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار مدعی شد که شماری از رهبران سیاسی طالبان و حزب اسلامی برای پیوستن طالبان به روند صلح باهم در تماس هستند.
قریب الرحمن سعید؛ مسؤول کمیته فرهنگی و مطبوعاتی این حزب گفت که تماس طالبان براساس دعوت حزب اسلامی از این گروه، برای پیوستن به روند صلح است.
او گفت که از همان روز اول که آقای حکمتیار در سخنرانی خود در ارگ، طالبان را «برادر» خطاب کرد و از آنها خواست که به روند صلح بپیوندند، شماری از رهبران سیاسی طالبان با حکمتیار در تماس شدند.
به گفته آقای سعید این رهبران طالبان درباره "اعاده حقوق شان و بعضی تضمین‌ها" با رهبری حزب اسلامی صحبت کرده‌اند.
آقای سعید درباره اینکه این رهبران سیاسی که با حزب اسلامی در تماس هستند، چقدر صلاحیت برای انجام مذاکره دارند، گفت که "تماس‌ها در سطح بالاست و افرادی که با رهبر حزب اسلامی و ما در تماس می‌شوند افرادی باصلاحیت هستند."
طالبان این ادعای حزب اسلامی را رد کرده است.

رد این ادعا از سوی طالبان، یکبار دیگر روند صلح دولت با این گروه تروریستی را در هاله ای از تردید و ابهام فرومی برد و امیدها برای استقرار صلح از مسیر سازش با تروریست ها را به حد اقل ممکن کاهش می دهد.

در این میان، پرسش این است که چرا حزب اسلامی، این ادعا را مطرح کرده است؟ آیا اساس این ادعا درست است که رهبران طالبان، پس از فراخوان «برادرانه‌» گلبدین، برای پیوستن به روند صلح مشروط به شرایطی، رغبت نشان داده اند؟ این رهبران چه کسانی هستند و در چه سطحی می توانند از یک کلیت کلان به نام گروه طالبان، نمایندگی کنند؟

اخیرا زمزمه هایی مبنی بر پیشنهاد ریاست شورای عالی صلح از سوی اشرف غنی به گلبدین حکمتیار هم مطرح شده است؛ هرچند هنوز نمی توان به صورت جدی در مورد صحت یا سقم این خبر، داوری کرد. با این وجود، اگر فرض را بر درستی این خبر بگذاریم و آن را در کنار فراخوان صلح گلبدین خطاب به طالبان، قرار دهیم، چارچوب روشن تری به دست می آید و آن اینکه حزب اسلامی، نه تنها خود با دولت سازش کرده؛ بلکه یکی دیگر از مأموریت های آن، ایفای نقش میانجیگرانه میان دولت و رهبران طالبان است تا روند شکست خورده صلح با آن گروه بار دیگر احیا شود و از همه مهم تر اینکه تروریست هایی که دیروز شانه به شانه همدیگر، نبرد گرم علیه دولت مرکزی را به پیش می بردند، امروز با تغییر ماهیت این مأموریت، در یک روند صلح سازشکارانه، «برادرانه» در کنار همدیگر قرار گرفته و یک حلقه قدرتمند قومی را برای تصاحب حلقه مرکزی قدرت، شکل بدهند.

با توجه به این جمع بندی، رد ادعای حزب اسلامی از سوی طالبان، اهمیت خود را از دست می دهد؛ زیرا در چنین شرایطی اولویت هایی که طالبان را به صلح برمی انگیزد، مهم تر و اولی تر از انگیزه هایی است که آنها را به استمرار جنگ، ترغیب می کند.

با این وجود، هنوز در مورد میزان نفوذ، قدرت و صلاحیت گروهی از رهبران طالبان که برای لبیک گفتن به فراخوان صلح گلبدین، رغبت نشان داده اند‌، تردیدهایی جدی وجود دارد؛ زیرا طالبان برعکس حزب اسلامی، به لحاظ سازمانی، به جای وابستگی به یک شخص/فرد، توسط مجموعه ای از افراد و چهره ها رهبری می شود که آنها بسته به میزان وابستگی و مزدوری که برای پاکستان و سایر رژيم های حامی تروریزم نشان می دهند، اعتبار دارند و مادامی که این وابستگی، خدشه ای بردارد یا اندکی مورد تردید واقع شود، اعتبار و نفوذ آنها هم زایل می گردد.

با این وصف، رغبت یکجانبه یک یا چند رهبر نامدار طالبان برای پیوستن به روند گفتگوهای صلح به ابتکار حزب اسلامی، فی نفسه، اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه به آن اهمیت می دهد، اجازه و پشتگرمی پاکستان به این اتفاق است و این، مشروط به تحقق شروط، اهداف، مقاصد و منافع پاکستان در چارچوب صلح دولت و گروه طالبان می باشد؛ شروط، اهداف، مقاصد و منافعی که اکنون و از سال ها پیش، از مسیر و مجرای جنگ طالبان با دولت، دنبال می شده است.

به این ترتیب، میانجیگری حزب اسلامی در این زمینه هم مشروط به دو پیش شرط مهم و بنیادی است: یکی رابطه مطلوب این گروه با طالبان و دوم، روابط گرم و صمیمانه آن با پاکستان. این دو شرط، متلازم همدیگر اند و در نبود یکی از آنها، دیگری هم بی اعتبار می شود.

اگر این شرایط، مهیا نباشد، ادعاهای مطرح شده از سوی حزب اسلامی، فراتر از یک بازی سیاسی و تبلیغاتی به منظور تحکیم و تقویت جایگاه و اعتبار خود در درون دولت و در نزد افکار عمومی، اهمیتی ندارد.
محمدرضا امینی- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark