تربیت و اخلاق و سبک زندگی در جامعه مهدوی
علی ظفر یوسفی
 
جامعه مهدویت گرا و منتظر، با آرمان و اهداف انتظار در حرکت است؛ حرکتِ تدریجی که می تواند زمینه سازِ یک حکومت واحدِ عدل جهانی باشد. درست است که رهبرِ یک جامعه، باید در تمام ابعاد زندگی معنوی، نمونه باشد، ولی جامعه نمونه نیز شرط لازمِ تشکیل یک حکومتِ واحد خواهد بود...
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۴
کد مطلب: 94274
 
تربیت و اخلاق و سبک زندگی در جامعه مهدوی
 


چکیده
جامعه مهدوی، نمونه یک جامعه کامل است که در آن تجلی خداوند به وضوح مشاهده می شود و افراد جامعه در سایه تجلی ذات باری، رنگ خدایی می گیرند. این جامعه توسط یک انسان نمونه و کامل و دارای فضایل اخلاقی، اداره می شود، از آن جایی که افراد جامعه، حبّ واقعی و اعتقاد راسخ به رهبر و امام شان دارند، یک جامعه را ترسیم می کنند که در آن اخلاق و معنویت، تربیت و عدالت به تمام معنا وجود دارد. از طرف دیگر، وعده های قطعی اله است که خیر و برکت از آنِ متقین است، افرادِ جامعه مهدوی از این خیر و برکت، برخوردار اند، زیرا آنان مظهر تقوا و نماد ایمان هستند.

مقدمه
جامعه دین مدار، ارزش گرا و معتقد به دیانت محمدی جامعه زنده و پرتحرک است؛ جامعه که به ماجاءبه النبی ص ایمان داشته باشد، جامعه فعال و پر ثمر است. و این فعال بودن و پر ثمر بودن، ریشه در یک الگوی زنده ای دارد که این الگوی زنده، همواره برای پیروان خودش، انرژی و تحرک و پویایی هدیه می کند. این جامعه، پا به پای زمان، در حرکت است و تمام زمینه های زندگانی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ایستایی و توقف ندارد؛ آری! جامعه مهدویت گرا و منتظر، با آرمان و اهداف انتظار در حرکت است؛ حرکتِ تدریجی که می تواند زمینه سازِ یک حکومت واحدِ عدل جهانی باشد. درست است که رهبرِ یک جامعه، باید در تمام ابعاد زندگی معنوی، نمونه باشد، ولی جامعه نمونه نیز شرط لازمِ تشکیل یک حکومتِ واحد خواهد بود.
در این نوشتار، ترسیمی از اخلاق و تربیت و عدالت را در جامعه مهدوی به تماشا خواهم نشست...

۱ – حاکمیت اخلاق در جامعه مهدوی
اخلاق، به مجموع رفتارهایی یک انسان گفته می شود و به رفتارهای خوب و پسندیده «فضایل اخلاقی» و به رفتاری زشت و زننده «رذایل اخلاقی» می گویند. رذایل اخلاقی و فضایل اخلاقی هر دو ریشه در اراده و قصد مستقیم شخص دارد؛ یعنی این افراد است که تصمیم می گیرند دارای فضایل اخلاقی باشند یا رذایل... آن چه که از جامعه می توان برداشت کرد این است که بروز رذایل اخلاقی ناشی از خود فراموشی است. وقتی انسان دچار خود پسندی و بزرگ بینی شد، تمام رذایل اخلاقی از او سر خواد زد. اما اگر انسان متوجه خودش باشد و بیندیشد «هرآنچه بر خودش ناپسند است بر دیگران نیز چنین است» از طرفی منهات شرع و دستورات دینی نیز مانع می شود که انسانِ متفکِر، رذایل اخلاقی را انجام نه دهد چون مانعی بزرگی سر راهش قرار دارد. همانند داستان حضرت لقمان در گلستان سعدی که لقمان ادب را از کسانی آموخت، که ادب نداشتند. در نتیجه، هنگامی که انسان از کارهای ضد اخلاق، دوری کرد، می شود یک انسانی اخلاقی و آراسته به فضایل اخلاقی. چیزی که نباید از نظر دور داشت این است که جامعه ای اخلاق مدار، متاثر از یک مدیر و رهبر اخلاق مدار است. «الناس علی دین ملوکهم» رهبرِ شایسته و استوار با انواع فضلیت های اخلاقی، تاثیر شگرف و مستقیمی در روح و روان تک تک افراد جامعه دارد. در جامعه مهدوی که عدالت زیر بنای همه چیز است، فضایل اخلاقی نیز در بین اجتماع، به وجه احسن آن رعایت می گردد. چون در راس این جامعه، مدیری مدبری قرار دارد که خودش انسان کامل و مقید به تمامِ فضیلت هاست وانگه اجتماعِ که این رهبر را از جان و دل پیروی میکنند و راضی نیستند کوچکترین حرفِ او را رد کنند، خود بخود به فضایل اخلاقی روی می آورند، چون این رهبر و مدیرِ مدبر، از چشم های تک تکِ افراد جامعه پنهان نیست. در یک حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که:ان قائمنا اذا قام مدالله بشيعتنا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لايكون بينهم و بين القائم بريد يكلمهم فيسمعون و ينظرون اليه و هو فى مكانه. «هنگامى كه قائم ما قيام كند خداوند آنچنان گوشها و چشمهاى شيعيان ما را تقويت مى كند كه ميان آنها و حضرت قائم(عليه السلام) واسطه ای نخواهد بود، او با آنها سخن مى گويد و آنان سخن او را مى شنوند و او را مى بينند، در حالى كه او در مكان خودش مى باشد [ و آنها در نقاط ديگر ]».
عصر حاضر که مردم از نگاه مادی و تکنولوژی پیشرفت چشمگیری داشته و یک شخص می تواند از دورترین نقطه ی جهان نقطه دیگر، ارتباط برقرار بکند و تصویر هم دیگر را به بینند و حرف بزنند، در دنیای معنویت که اسهل و امکان پذیر تر از دنیای مادیت است. لذا ارتباط شیعیان در جامعه مهدوی، یک ارتباطی است که شب و روز قطع نیست. در یک هم چون جامعه ای، بروزِ رذایل اخلاقی بی معنی است.
در جامعه مهدوی، دست خدا بالای سر مردم است؛ در جامعه که دست خدا بالای سر مردم باشد، کسی دچار رذایل اخلاقی نمی گردد. دست خدا بهترین وسیله برای منع از رذایل اخلاقی است و این نعمت بزرگی در جامعه مهدوی است. از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: «إذا قام قائمنا وضع الله يده على رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم،وكملت به أحلامهم». در زمان ظهور مهدی آل محمد صل الله علیه و آله، خداوند دست خودش را بالای سر مردم قرار می دهد و درک و رویاهای مردم کامل می گردد. کنایه از این خواهد بود که در زمان حکومت جهانی مهدی، مردم امام شان را درک می کنند و به یک سرحدی از شعور می رسند که اعمال و فضایل اخلاقی را انجام می دهند و رذایل و گناه را ترک می کنند.

۲ – جامعه مهدوی و تزکیه و تهذیب نفس
فطرتِ خدا پرستی و عبادت و معنویت، در نهادِ هر انسانی قرار داده شده؛ «الست بربکم قالوا بلی...» و «ما من مولود یولد الا علی الفطره فابواه یهودانه و یمجسانه او ینصرانه... » زمین و زمان تجلی خداست که در تمام آفاق و انفس، وجود دارد. نمی توان بدون او لحظه و لمحه ی زیست زیرا ممکن نیست «اگر نازی کند ازهم، فرو ریزند و قالبها» ازین جهت است که انسان ها نیازی به بیدار کنندگان آن فطرتِ خدا پرستی دارند، پیامبران ظاهری و باطنی و اولیاءالله واقعی، بیدار کنندگان این فطرتِ خدا جویی هستند. نهادِ که به مرور زمان و روزگار و محیط، از خداوند دور شده است. باید بیدار کننده باشد که این نهاد خدا گرایی را دو باره به هدف اصلی اش برگرداند که انبیاء اله رسالتِ شان را در این باره انجام دادند و جمعی عظیمی از مردم را به فطرتِ خداجویی شان متوجه ساختند به تعبیر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه که پیامبران ازین فطرت، پیمان و میثاق دوباره گرفتند... امامت، نیز در تداوم خط نبوت قرار دارد، اگر پیامبران، همه تلاش و جهد شان را انجام دادند و در نتیجه به رسالت حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله، خاتمه یافت، ولی خط امامت را هنوز پایانی نیست و خط امامت، به حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به ثمر خواهد رسید. خداوند در کتاب وحی، به دو جا برای مومنین، منّت گذاشته است؛ یکی در مورد بعثت انبیاء است که می فرماید: «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه. البقره/۱۶۴» خداوند بدون نفع بندگانش، هچ گاه منّت بالای ما نخواهد گذاشت زیرا ما معتقدیم خداوند حکیم و دانا و مستجمع جمیع صفات کمالیه است و محال است که خداوند کاری انجام دهد که خیری و حکمتی در آن نباشد. در آیه فوق، خداوند برای این که انبیاء علیهم السلام را برای هدایت بشر و از جنس بشر، مبعوث کرده، منّت نهاده که نتیجه و ثمره بعثت انبیاء علیهم السلام، تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت است.
منّتِ دیگری که خداوند بالای بندگانش می خواهد بگذارد، در زمان حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است می فرماید: «و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. القصص/ ۵» این منّتِ دیگری است که در زمانی تشکیل یک حکومت واحد جهانی که در راس آن مستضعین جهان باشند، خداوند بالای مومنین منّت خواهد گذاشت. زیرا نتیجه این حکومت نیز، هدایت بندگان اله، تهذیب و تزکیه و تعلیم حکمت است.

۳–قناعت و برکت در جامعه مهدوی
امروز با همه فناوری و تکنولوژی و وسایل استخراج معادن و تلاش بی وقفه برای بهبود زندگی مردم، بازهم فقر و فلاکت در صحراهای آفریقا، بعض نقاط مغرب زمین و مشرق، بیداد می کند. بدتر از فقر این است که، قناعت و اکتفا کردن به کمترین چیزها در زندگی، نیز رخت بربسته است؛ یعنی همه آنهایی که در راس میلیاردران جهان قرار دارند، وضعِ حرص و ولع شان بدتر و شدیدتر از فقرا است و نبود قناعت به مراتب ویرانگر تر از فقر و نداری است. زیرا اگر قناعت نباشد، هرکسی در تلاش این می شود که از هر راه ممکن، باید به ثروت شان بیفزاید و این تشنگی مادیت و وانفسا در جهان فعلی، نشان گرِ این است که تنها فقر، عامل بدبختی انسان نیست، نظام که بدبختانه در جهانِ غرب و بعضی کشورهای اسلامی حاکم شده است (سرمایه داری) منجر به نابودی ملت ها خواهد شد. نشانه نبود معنویت و خدا همین مادی پرستی و عدم قناعت است؛ اگر قرار شود بندگانش یک قدم به سوی خدا بردارند، ذات باری صد قدم جلوتر می آید، برکت و قناعت را در زندگانی بشر حاکم می سازد؛ «و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء. الاعراف/ ۶۹» اهل قریه و قصبه و شهرها ایمان آورده اند، ولی متاسفانه تقوا پیشه نکرده اند لذا خداوند برکت را از مال و منال این ها گرفته است. در جای دیگری از قرآ می خوانیم: «من یتق الله یجعل له و یرزقه من حیث لا یحتسب. الطلاق/ ۲» در یک حدیثی از امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: مراد از رزق، برکت است در آن چه که به انسان متقی عطا کرده است.
اما در جامعه مهدوی، چون شرط اصلی برکت و قناعت و بی نیازی که عبارت از تقواست وجود دارد، لذا برکت و قناعت نیز وجود خواهد داشت در حدیثی از رسول خدا ص که احمد حنبل آن را در مسند خودش روایت کرده است می خوانیم: «یملا الله به قلوب امه محمد غِنی... » جامعه مهدوی، جامعه ای است که خداوند دلهای آن جامعه را با غنا و بی نیازی پر می کند. یعنی قناعت وجود دارد و طبعا وقتی قناعت بود، خیر و برکت خداوندی نیز سرازیر می گردد.در حدیثِ دیگری روایت آمده است که «اذا قام القائم... ترسل السماء مطرها و تخرج الارض نباتها.. » در جامعه مهدوی، برکات اله از زمین و آسمان برای بندگانش سرازیر می گردد.

۴– تجلی خدا در جامعه مهدوی
انسان، جانشین خداوند در روی زمین است و مکلفیت دارد که اومر او را به جا آورده و از نواه او بپرهزد. جانشینی خداوند مسئولیت سنگینی است که تاهنوز تعداد اندکی این مسئولیت سنگین را ادا کرده اند (قلیل من عبادی الشکور. سبا/۱۳) هدف و غایتِ آفرینش انسان نیز در دایره پرستش و عبودیت اله می چرخد، انسان که مسئولیت خلیفه الله اش را بداند و فلسفه آفرینش را درک کند، به انجام واجبات و ترک محرمات بپردازد، بنده شکرگزار و مطیع است. متاسفانه زرق و برق دنیا و مادیت پرستی و هوی و هوس، مانع بزرگی است که این مسئولیت سنگین اله را از یاد انسان می برد... نه این که سلب اختیار باشد که نیست بلکه معمولا اراده ی برای یادآوردی وجود ندارد بلکه همه بسوی کفر و ضلالت روی میآورند (و من یضلل الله فلاهادی له. الاعراف/ ۱۸۵) پیروی از هوای نفس و تبعیت از شیطان، در تضاد با خلیفه الله و نقطه مقابل خداوند قرار دارد. آن زمان که غلبه مادیت و کارهای شیطانی از یک طرف، ظلم و ستم و توحش از طرف دیگر، نهاد هر انسانی را بیازارد، مردم از جامعه وحشی و شیطانی سرخورده شوند و آن قدر فشار مادیت زیاد گردد که مردم در آرزوی معنویت و حاکمیت خداوند باشد، آن زمان است که نوبت به تجلی خدا در جامعه می رسد. خداوند وارثان صالح خودش را مامور می سازد که برای ریشه کن کردن مادیت و ظلم و ستم بپا خیزند و جامعه را رنگ خدایی ببخشند. بندگان خالص و صالح خدا، تحت امر حضرت مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف، از خانه معنویت و فضیلت (مکه مکرمه) دست به قیام میزنند و ندای «انا القائم المنتظر» جهان را به لرزه می آورد؛ بزودی حکومتی بر مبنای اصل حاکمیتِ خدا، تشکیل می گردد که در راسِ آن کسانی هستند که صالح و پاک و بی آلایش، جامعه مهدوی را مدیریت می کنند. به تعبیر حضرت امام محمد باقر علیه السلام، خداوند زمین را بعد از مردنش، توسط حضرت مهدی علیه السلام زنده می کند: «اعلموا ان الله يحيي الارض بعد موتها. الحدید/ ۱۷» قال ع: «يحييها الله عزوجل بالقائم بعد موتها يعني بموتها -كفر أهلها ».وانگه که زمین از کفر و استکبار پاک شد و نور خدا در آن تابید، افراد جامعه درک می کنند که جانشین خدا بودن چه حسی دارد و چه مسئولیتی متوجه تک تک افراد جامعه است.

نتیجه گیری
هدایت بشر، تزکیه و تهذیب و حاکمیت اخلاق در جامعه بشری، بزرگترین منّتی است که خداوند بالای بندگانش قرار داده است. زیرا در جامعه که معنویت و خدا و اخلاق نباشد، جامعه وحشی و مرده و بی تحرک است. از ین جهت خدواند در دو جا در قرآن بالای مردم منّت نهاده؛ یکی در مورد بعثت انبیا و ارسال کتب. دیگری در تشکیل حکومت حضرت مهدی، یا حکومت مستضعفان به تعبیر قرآن خواهد بود؛ زیرا پیش از تشکیل حکومت مستضعفان، خبری از اخلاق و معنویت و ایمان نه خواهد بود و قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، ظلم و جور و توحش حاکم فرما می گردد. لذاست که خداوند توسط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، غبار ظلم و ستم و بربریت را از اجتماع آن روز می زداید و بر مردم منّت می نهد. یک جامعه کاملا امن و توام با عدالت و فضایل اخلاقی که خداوند برکاتش را از زمین و آسمان برای آن جامعه (مهدوی) نازل خواهد کرد.
به امید آن روز...
اللهم اجعلنا من اعوانه و انصاره بجاه محمد و آل محمد.

علی ظفر یوسفی- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark