حکمتیار و قدرت؛ چرا و چگونه؟
 
پرسش این است که رهبر حزب اسلامی، چگونه می تواند به قدرت دست پیدا کند؟ حزبی که ۴۰ سال برای رسیدن به این آرزو جنگید؛ اما نتیجه نگرفت، اکنون از مسیر حضور در عرصه فعالیت های صلح آمیز سیاسی، چه طور می تواند به این مهم، دست پیدا کند؟
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۷ ثور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۱
کد مطلب: 94119
 
حکمتیار و قدرت؛ چرا و چگونه؟
 


نهاد دیدبان حقوق بشر در گزارش تازه خود اعلام کرده که بازگشت گلبدین حکمتیار، "یادآوری ترسناکی" در این مورد است که چگونه رهبران گروه‌های جنگی مشغول به دست آوردن قدرت هستند، در حالی‌که قربانیان آنها از هر نوع شیوه دسترسی به عدالت محروم اند.
پاتریشیا گاسمن؛ پژوهشگر ارشد این نهاد برای افغانستان در گزارشی گفته است که کاروان آقای حکمتیار در حالی وارد کابل شد که موترهای "اس‌یو‌وی" مملو از افراد مسلح که با خود نارنجک‌انداز و مسلسل حمل می‌کردند، او را شبیه "یک قهرمان" همراهی کردند؛ نه مثل "یک جنگ سالار بدنام تبعیدشده و متهم به جنایت جنگی که در تلاش احیای قدرت قبلی خود است."
به گفته این نهاد صحبت‌های روز پنجشنبه آقای حکمتیار در ارگ، "زنگ‌های خطر" را به صدا درآورده است.

براساس این گزارش "او از نظام پارلمانی افغانستان انتقاد کرد و آن را برای این کشور نامناسب خواند. در گردهمایی دیگر او گفت که تقسیم قدرت در دولت وحدت ملی مقدس نیست و همچنین مطابق به قانون اساسی نیست. او گفت که برای نجات افغانستان از بحران آمده است." ‌

صرفنظر از محتوای تند، صریح و به شدت تنش آفرین گزارش تازه نهاد دیدبان حقوق بشر، این واقعیت که سخنان مکرر گلبدین حکمتیار؛ رهبر حزب اسلامی در انتقاد از ساختار دولت وحدت ملی و تعهد او برای تشکیل یک دولت مقتدر ملی و «اسلامی»، بخشی از مقدمات تصاحب قدرت از جانب اوست، قابل انکار نیست.

همانگونه که در گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر نیز آمده، ورود مقتدرانه گلبدین حکمتیار به کابل با اسکورت نمایشی صدها شبه نظامی مسلح و پیشتر از آن، نمایش قدرت او در لغمان و ننگرهار، همگی نشان دهنده تلاش حکمتیار برای نمایش قدرت بوده است و این به معنای آن است که رهبر حزب اسلامی، با دولت وارد مصالحه نشده تا صرفا زندانیان حزب اسلامی را از زندان رها کند و تحریم های بین المللی علیه خود و دیگر رهبران حزب اسلامی را از میان بردارد. او برای تصاحب قدرت آمده است: آرزویی که ۴۰ سال برای آن جنگید و نخستین بار که دست به سلاح برد نیز دقیقا به همین دلیل بود.

با این حال، هرگز خردمندانه نیست که کسی انتظار داشته باشد که رهبر حزب اسلامی، سلاح را بر زمین گذاشته و صلح برگزیده است.

نکته مهم دیگری که در این میان وجود دارد این است که حزب اسلامی حتی سلاح های خود را نیز بر زمین نگذاشته است؛ زیرا رهبر این حزب در میان خیلی از شبه نظامیان مسلح در لغمان و ننگرهار حضور یافت و با همراهی همان ها نیز وارد پایتخت شد.

به این ترتیب، حزب اسلامی حتی به تعهد مکتوب خود با دولت که روی کاغذ درج شده نیز عمل نکرده است.
در این میان، پرسش این است که رهبر حزب اسلامی، چگونه می تواند به قدرت دست پیدا کند؟
حزبی که ۴۰ سال برای رسیدن به این آرزو جنگید؛ اما نتیجه نگرفت، اکنون از مسیر حضور در عرصه فعالیت های صلح آمیز سیاسی، چه طور می تواند به این مهم، دست پیدا کند؟

گمانه زنی های مختلفی در این زمینه وجود دارد؛ اما یکی از نیرومندترین و نزدیک به واقعیت ترین برداشتی که می توان مطرح کرد، این است که آقای حکمتیار برای نیل به این هدف، به احتمال قوی، از پشتوانه های نیرومندی در داخل و خارج از کشور برخوردار است.

به بیان روشن تر، ابزارهای حکمتیار برای رسیدن به قدرت، تنها برگزاری همایش های نمایشی هزاران نفری از اعضا و هواداران حزب اسلامی یا اسکورت صدها موتر مملو از شبه نظامیان مسلح نیست؛ بلکه او با پشتوانه های سنگین سیاسی، تن به صلحی داده است که قرار است او را به قدرت رهنمون شود.

در همایش اعضای حزب اسلامی در استادیوم غازی، رهبر حزب اسلامی رسما اعلام کرد که اگر فرمول تقسیم قدرت در دولت وحدت ملی ادامه پیدا کند و رهبران آن تأکید کنند که این ساختار، تغییرناپذیر است و در دولت، جایی برای جریان های مسلحی که به صلح می پیوندند، وجود ندارد، این به معنای «جنگ» است!

این نه یک هشدار عادی که یک تهدید جدی بود؛ تهدید به اینکه حزب اسلامی آماده است برای تصاحب قدرت، از هر امکان و ابزاری از جمله جنگ، استفاده کند.

از جانب دیگر، ارگ ریاست جمهوری هم تاکنون به طور پرسش برانگیزی در قبال اظهارات جنجالی حکمتیار در انتقاد از حکومت وحدت ملی، سکوت کرده و تنها رییس اجرایی در یک مورد به آن پاسخ داده است.
آیا این نشانگر آن است که ارگ با حکمتیار، تبانی کرده تا ساختار حکومت را به نفع قدرت قومی مسلط بر ارگ، تغییر دهد؟

حکمتیار همچنین در سخنرانی روز پنجشنبه اش در ارگ، از برگزاری لویه جرگه سخن گفت؛ لویه جرگه ای که بخشی از توافق سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی بود؛‌ اما با اراده اشرف غنی، تا آمدن حکمتیار، آگاهانه و عامدانه به تأخیر افتاده است.

آیا این نشانه دیگری از هم افزایی نیروهای درون و بیرون ارگ برای تقویت اردوگاه قومی متعلق به اشرف غنی- حکمتیار- کرزی به منظور ظهور پرقدرت و مؤثر آنها در لویه جرگه آینده است؟

جز این، نشانه های نگران کننده دیگری نیز در سخنان حکمتیار و رفتارهای حزب اسلامی وجود دارد که نشان می دهد، تحولات سریعی در عالی ترین سطوح قدرت به نفع یک اردوگاه قومی در جریان است.

نرگس اعتماد- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark