افغانستان و ایران؛ نتایج ناهمگون دو انقلاب
نرگس اعتماد
 
انقلاب اسلامی افغانستان، در آن زمان به اندازه ای از پیروزی شکوهمند و تاریخی انقلاب اسلامی ایران و رهبری فرزانه آن حضرت امام خمینی متاثر بود که حتی بسیاری از سرودها و شعارهای انقلابی جهادگران نیز مستقیما از الگوهای ایرانی خود پیروی می کردند.
تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ دلو ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۴
کد مطلب: 91156
 
افغانستان و ایران؛ نتایج ناهمگون دو انقلاب
 


پیروزی انقلاب اسلامی ایران با وجود آنکه پیروزی یک نهضت انقلابی در یک محدوده جغرافیایی محدود و مشخص بود؛ اما تبعات و پیامدهای گسترده و عمیق آن تا دورترین نقطه جهان را متاثر ساخت. این چیزی است که تاریخ روزها و سال های پس از انقلاب ایران بر صدق و راستی آن شهادت می دهد.

افغانستان یکی از نزدیکترین قلمروهای جغرافیایی بود که از انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) تاثیرات ژرف و عمیقی پذیرفت و بسیاری از الگوهای مبارزاتی سران مجاهدین افغانستان در جهاد و انقلاب در برابر ارتش اشغالگر شوروی پیشین و رژیم کمونیستی دست نشانده آن، برگرفته از فرمایشات، دستورات، مشی و منش انقلابی امام خمینی و دیگر ایدئولوگ های انقلاب اسلامی بود.

انقلاب اسلامی در آن زمان، مانیفیستی روشن و نویدبخش برای همه ملت های در بند بود. ملت مبارز و مجاهد افغانستان نیز در آن زمان و در ادامه نهضت های آزادی بخشی که پیش از آن از زمان شکل گیری جنبش مشروطه خواهی و مبارزات انفرادی و غیر سازمانی در برابر رژیم های شاهی شکل گرفته بود با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از نخستین ملت هایی بود که به پیام تاریخی و بیدارگر مصلح بزرگ قرن حضرت امام خمینی(ره) لبیک گفت و با دستانی خالی در برابر ارتش تا دندان مسلح شوروی پیشین فرا ایستاد و یکی از اعجاب انگیزترین پیروزی های خون بر شمشیر که برگرفته از بیانات و رهنمودهای الهام بخش و آزادیخواهانه مکتب مبارزاتی حضرت امام بود را رقم زد.

انقلاب اسلامی افغانستان، در آن زمان به اندازه ای از پیروزی شکوهمند و تاریخی انقلاب اسلامی ایران و رهبری فرزانه آن حضرت امام خمینی متاثر بود که حتی بسیاری از سرودها و شعارهای انقلابی جهادگران نیز مستقیما از الگوهای ایرانی خود پیروی می کردند.
در انقلاب اسلامی ایران، ویژگی ها و شاخصه های زیادی وجود داشت که می توانست برای مجاهدین و جنبشهای جهادی افغانستان، منبع الهام و محور ایمان و حرکت انقلابی قرار گیرد.

در ادامه به برخی از مهم ترین شاخصه های الگوی انقلاب اسلامی ایران با رهبری خردمندانه و عارفانه حضرت امام اشاره می شود:

۱. رهبری کاریزماتیک: می دانیم که رهبری در انقلاب ها و حرکت های انقلابی، نقش نیروی محرکه ماشین انقلاب را داراست. اگر تمامی عناصر لازم برای ایجاد یک انقلاب پرقدرت مانند نیروی انسانی، خودآگاهی جمعی، احساسات و اندیشه های انقلابی در میان توده ها، مبانی فکری شکل دهنده خط و آرمان انقلاب و... فراهم باشند؛ اما انقلاب و حرکت انقلابی با فقدان رهبری مواجه باشد، ضریب کامیابی و مهمتر از آن، پایداری یک انقلاب بسیار اندک خواهد بود.

این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران،‌ پیر عشق و خرد حضرت امام خمینی(ره) یکی از محبوب ترین رهبران و مصلحان قرن ۲۰ را در راس خویش داشت و این امر، تاثیر به سزایی در پشتیبانی و هدایت فکری و عملی انقلاب اسلامی ایران داشت. امام خمینی(ره) رهبری بود که نه به خاطر پست و سمت و جاه و مقام، انقلاب را رهبری کرد؛ بلکه او در این راستا هدفی والا و متعالی را مدنظر داشت و آن عمل به تکلیف الهی بود. امام حتی بعد از بازگشت از تبعید به وطن نیز به صراحت اعلام کرد که برای او نتیجه، هیچ اهمیتی ندارد؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، عمل به یک تکلیف سنگین الهی است. این درست همان آموزه ای است که هر شیعه پیرو خط امام حسین(ع) در انقلاب همیشه زنده عاشورا می تواند آن را فراگیرد و امام نه تنها آن را نیک دریافته بود؛ بلکه به آن عمل نیز کرد.

۲. پشتوانه نیرومند فکری و ایدئولوژیک: یکی دیگر از امتیازات انقلاب اسلامی ایران، پشتوانه نیرومند فکری و ایدئولوژیک انقلاب بود. مبانی فکری انقلاب اسلامی براساس انگاره های زمینی طراحی نشده است؛ تا با دگرگونی های سیاسی و اجتماعی در منطقه و جهان، دچار آسیب گردد. انقلاب اسلامی ایران، بربنیاد تفکر انقلابی اسلامی-شیعی طرح ریزی و تهداب گذاری شده و این امر،‌ استمرار هستی و حیات آن را برای همیشه، بیمه و تضمین کرده است. به گونه ای که پیش از آنکه عناصر و عوامل خارجی بتواند بر آن تاثیر گذاشته و آن را دچار استحاله و انحراف سازد، این انقلاب اسلامی است که اکنون بسیاری از حرکت های انقلابی و آزادیخواهانه در منطقه و جهان را تغذیه فکری و ایدئولوژیک می کند و این نه تنها نشانگر زنده بودن این انقلاب است؛ بلکه به معنای ادامه حیات آن تا زمانی است که این انقلاب از مبانی تفکر شیعی و خط سرخ حسینی و خط سبز مهدوی بهره می گیرد.

۳. آمادگی فکری و عملی مردم: مردم مسلمان ایران که از ستم ها و جنایات رژیم مستبد و مزدور پهلوی به جان آمده بودند، در اثر تلاش های روحانیون مبارز، به اندازه ای از بیداری و خودآگاهی جمعی رسیدند که هیچ گزیر دیگری جز یک انقلاب تاریخ ساز و رهایی بخش را در چشم انداز خود نمی دیدند و این امر، یکی دیگر از عناصر مهم شکل گیری و پیروزی یک انقلاب مردمی و شکوهمند را فراهم می کرد که البته بار دیگر باید تاکید کرد که بیدارگری ها و مبارزات خستگی ناپذیر معلمان انقلاب که عبارت از روحانیون مبارز و روشنفکران دردمند و دلسوز و متعهد بود، در این میان، نقش سرنوشت سازی ایفا کرد.

براساس عواملی که برشمرده شد امروز انقلاب اسلامی ایران به مثابه یکی از گفتمان های مسلط در عرصه مناسبات جهانی مطرح است و هیچ نیرویی –اعم از دوست و دشمن- قادر به انکار آن نیست. ابعاد تاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران از انقلاب اسلامی افغانستان تا کشورهای عربی لبنان، فلسطین، مصر، عراق، تونس، الجزایر و حتی امریکای لاتین و افریقا گسترده است و این یعنی اینکه حرکت انقلابی امام خمینی(ره) نه تنها برای نجات ملت ایران؛ بلکه برای نجات جامعه بشری از هرچه استبداد و ستم و استثمار و استکبار راه اندازی شد و این امر، در شباهت های بی نظیر و انکارناپذیری که در اهداف و آرمان های حرکت های انقلابی در دیگر نقاط دنیا و انقلاب اسلامی ایران وجود دارد به خوبی مشهود است.

براساس شواهد روشن تاریخی، نخستین ملتی که از رهگذر پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) متاثر شد و به آن لبیک گفت افغانستان بود. البته در مورد دلیل به انحراف کشیده شدن تفکر جهادی و انقلابی در افغانستان، عوامل گوناگونی دخیل است که یکی از آنها، فقدان رهبری کاریزماتیک می باشد.

با این توضیح، در یک ارزیابی کوتاه، انقلاب اسلامی ایران و افغانستان، به مثابه دو انقلاب، با یک هدف؛ اما چند پیامد ناهمخوان قابل ارزیابی هستند.

نرگس اعتماد- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark