رفسنجانی؛ یک عمر روی خط اعتدال
محمدرضا امینی
 
هنوز انتظار می رود جایگاه ارجمند و قابل احترام هاشمی در نزد سران جمهوری اسلامی، در کنار شبکه ای وسیع و پیچیده از قدرت و ثروت و سیاست وابسته به وی، به رویداد مرگ او، ابعاد و بازتابهای گسترده ای ببخشد و تا مدت ها سایه این رویداد بر سیاست و فضای داخلی ایران مستولی خواهد بود.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۳۸
کد مطلب: 89882
 
رفسنجانی؛ یک عمر روی خط اعتدال
 


آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، در سن ۸۲ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت.
هیئت دولت ایران سه روز عزای عمومی اعلام کرده و گفته روز سه‌شنبه که مراسم خاکسپاری او برگزار می‌شود، تعطیل عمومی خواهد بود.
خانواده او اعلام کرده‌اند که آقای هاشمی در قم دفن خواهد شد اما بعدا مقرر شد که وی در جوار مدفن امام خمینی(ره) به خاک سپرده خواهد شد.
اولین رییس مجلس شورای اسلامی ایران و چهارمین رییس‌ جمهور این کشور متولد ۱۳۱۳ در رفسنجان کرمان بود.

فوت او اما پس از ارتحال امام خمینی؛ رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، در کنار چند رویداد بزرگ دیگر از مهمترین رویدادهای تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی به حساب می آید.

هاشمی مخالفان و هواخواهان زیادی در ایران داشت و این سخن یکی از کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی کاملا درست است که گفته است در تاریخ جمهوری اسلامی، احساسات و دیدگاه های مردم ایران نسبت به هیچیک از سران و رهبران ایران به اندازه هاشمی رفسنجانی، دستخوش نوسان و تغییر نبوده است. این نشانگر تجربه فراز و فرودهای فراوانی است که هاشمی در حیات سیاسی طولانی اش از سر گذراند. از فرماندهی جنگ تا مهندسی صلح، از ریاست مجلس و ریاست جمهوری تا کسب عنوان «سردار سازندگی»، از یار غار امام تا عامل اثرگذار رهبر شدن آیت الله خامنه ای، از تلاش و مجاهدت و مقاومت برای صیانت از اصول و آرمان های اصولی انقلاب تا اصلاح گری و مصلحت اندیشی و رفرم گرایی، از پذیرش قطعنامه صلح شورای امنیت برای پایان جنگ ایران و عراق تا کمک به تحقق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، از رد صلاحیت های پی در پی و ناکامی های مستمر در انتخابات های مجلس و ریاست جمهوری و خبرگان رهبری تا مواضع جنجال برانگیزش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و آخرین امامت در نماز جمعه تهران پس از آن رویداد.

با همه این احوال، هاشمی همچنان هاشمی باقی ماند؛ مرد سایه نظام جمهوری اسلامی که در بسیاری از موارد، تأثیر مواضع، برداشت ها و دریافت ها، تحلیل ها و پیشبینی ها، تدابیر و مصلحت اندیشی هایش، کاملا محسوس بود.

او در عین حال، با وجود تمام فراز و نشیب هایی که طی کرد، هیچگاه از مسیر متانت و میانه روی و اعتدال خارج نشد. او به همان میزان که مغز متفکر دوران های نهضت و نهاد جمهوری اسلامی بود، در عرصه اصلاح طلبی و مسیر اعتدال گرایی نیز به همان اصول و باورهایی وفادار ماند که او را تا آخرین نفس در کنار و خدمت نظام جمهوری اسلامی قرار می داد و هیچگاه موجب طرد او از دامن قدرت و مردم نشد.

با همه این احوال، انکار نمی توان کرد که هاشمی رفسنجانی در سال های آخر حیات سیاسی خود، بیش از هر زمان دیگری کنش پذیرتر، حاشیه نشین تر و غیر مؤثرتر شده بود.
افول آقتاب اقتدار و اثرگذاری رفسنجانی در ۸ سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، عملا کلید خورد و پس از آن، بارها و بارها ادامه پیدا کرد.

با این وجود، هنوز انتظار می رود جایگاه ارجمند و قابل احترام هاشمی در نزد سران جمهوری اسلامی، در کنار شبکه ای وسیع و پیچیده از قدرت و ثروت و سیاست وابسته به وی، به رویداد مرگ او، ابعاد و بازتابهای گسترده ای ببخشد و تا مدت ها سایه این رویداد بر سیاست و فضای داخلی ایران مستولی خواهد بود.

به بیان دیگر، وفات هاشمی به هیچ عنوان مرگ یک خط میانه و معتدل سیاسی و فکری در تاریخ جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ هرچند به سختی می توان اطمینان داشت که به زودی کسی از میان طیف سیاسی و فکری‌ای که او رهبر و کارگزار آن بود، بتواند جایگاه او را پر کند و از این زاویه، مرگ هاشمی، تلخ ترین اتفاق ممکن برای کسانی است که امید داشتند او در تحولات بزرگ و سرنوشت ساز در آینده جمهوری اسلامی، همچنان نقش آفرینی کند.

از این منظر، اگرچه مرگ در ۸۲ سالگی برای یک سیاستمدار در عین فعالیت و اثرگذاری و نفوذ و قدرت، هرگز زودهنگام به حساب نمی آید؛ اما برای طیفی که به سختی قادر است جایش را پر کند، این رویداد، تلخ و تأثرانگیز و تأسفبار خواهد بود.

محمدرضا امینی- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark