آیا جمعیت اسلامی، پراکنده خواهد شد؟
جواد سروری
 
یک حزب سیاسی ریشه دار و بزرگی مثل جمعیت را نه میتوان متعلق به شخص و یا اشخاصی خاصی دانست و نه هم مربوط به یک یا دو ولایت خاص. حزب جمعیت نه از یک خانواده است و نه هم مربوط به ولایت خاصی می شود که عده ای بنشینند و پیرامون آیندۀ حزب جمعیت، جلسه دایر کنند!
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۱
کد مطلب: 89642
 
آیا جمعیت اسلامی، پراکنده خواهد شد؟
 


این روزها بزرگترین، فراگیرترین، موفقترین و محبوبترین حزب تاریخ افغانستان حال و روز خوشی ندارد.
بعد از تشکیل دولت وحدت ملی و تقسیم حکومت بین اشرف غنی و عبدالله عبدالله، به عنوان کاندید حزب جمعیت و احزاب متحدش، با وجود گذشت بیش از دوسال از عمر حکومت ائتلافی اختلافات سیاسی بین دو نیمه قدرت دولت همچنان ادامه داشت. این تنش ها از سالگرد دوسالگی حکومت وحدت ملی به اوج خود رسید. به نظر می‌رسد که اختلاف‌های اصلی بر پنج موضوع استوار است: استخدام‌های دولتی، تقسیم قدرت، اصلاح نظام انتخاباتی، برگزاری لویه جرگه تغییر قانون اساسی و توزیع شناسنامه‌های الکترونیک.
البته موج جدید اختلاف‌ها با انتصاب یوسف نورستانی رئیس پیشین کمیسیون انتخابات از جانب اشرف غنی به سفارت اسپانیا و مخالفت صلاح‌الدین ربانی وزیر خارجه و از حامیان عبدالها آغاز شد. تیم عبدالله به هیچ وجه قبول نداشت که نورستانی سفیر شود. نورستانی مسئول تقلب گسترده و سازمان‌دهی شده در انتخابات ۱۳۹۳ در جامعه شناخته می شود. در ادامه این کشمکش ها در ماه سنبله با انتقاد داکتر عبدالله از عملی نشدن توافقنامه و متهم نمودن داکتر اشرف غنی به بی حوصلگی، اختلافات دو طرف به اوج خود رسید؛ اما پس از آن جلساتی بین اشرف غنی و عبدالله برگزار شد. هم حزبی های داکترعبدالله معتقدند که رئیس اجرائیه نتوانسته است در مذاکرات موفق باشد و سهم حزب جمعیت و متحدانش را از جانب مقابل به دست بیاورد. این عده عبدالله را به ضعف در مقابل اشرف غنی متهم می کنند. البته مثالهایی را نیز در ناکام بودن عبدالله عبدالله می آورند: عدم تقسیم متوازن قدرت، مثلا انتصاب نادر نادری به جای احمد مشاهد از اعضای حزب جمعیت اسلامی به ریاست کمیسیون اصلاحات اداری، عدم برگزاری لویه جرگه و عدم توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی و...
به همین دلایل بود که حزب جمعیت تصمیم گرفت تا باب مذاکرات و مطالبه حقوق حزب جمعیت و متحدینش را به استاد عطامحمد نور واگذار نماید؛ لذا مذاکراتی بین رئیس جمهور و سرپرست ولایت بلخ برگزار شد. جدای از نتایج مذاکرات که تا کنون کاملا پوشیده است، وزنه عطامحمد نور در نزد رئیس جمهور سنگین تر از عبدالله عبدالله به نظر می رسد. سفر اشرف غنی به ولایت تحت حاکمیت عطامحمد نور و برخوردها و سخنان بیان شده رئیس جمهور در ولایت بلخ حکایت از این موضوع دارد. اما اکنون در داخل حزب جمعیت سر وصداهایی برعلیه تحرکات اخیر استاد عطامحمد نور به گوش می رسد، میتوان گفت سر وصداها حتی به نشست های شبانه تبدیل شده و عده ای رسما علیه رئیس اجرایی حزب جمعیت موضع می گیرند.
این روزها با دسیسه های عده ای از اشخاص کج اندیش، می رود تا در درون حزب بزرگ جمعیت اسلامی که نه متعلق به تاجیکان و یا یک مذهب و قوم، بلکه با رفتار و کرداری که استاد شهید ربانی و شهید احمدشاه مسعود، قهرمان ملی کشور از خود برجا گذاشته بودند، حزب جمعیت متعلق به اهل سنت و شیعه و تمام اقوام افغانستان است؛ اختلافات و تفرقه ایجاد کنند.
البته متأسفانه بعد از شهادت استاد، عده ای خودشان را وارث جمعیت و اختیاردار عام و تام حزب می دانند. اینان تصور می کنند که حزب جمعیت به مثابه یک مِلک و یا شیئ است که بخشی از سهام آن به این عده به میراث رسیده باشد! در حالیکه یک حزب سیاسی ریشه دار و بزرگی مثل جمعیت را نه میتوان متعلق به شخص و یا اشخاصی خاصی دانست و نه هم مربوط به یک یا دو ولایت خاص. حزب جمعیت نه از یک خانواده است و نه هم مربوط به ولایت خاصی می شود که عده ای بنشینند و پیرامون آیندۀ حزب جمعیت، جلسه دایر کنند!
حزب جمعیت دارای اساسنامه، تشکیلات و قوانینی است که با اجرای آن هرگونه بن بست حل می شود، البته بماند که متأسفانه با سهل انگاری هنوز کنگره حزب را برای برگزیدن ریاست حزب تشکیل نداده اند. اما اکنون وقت آن است که سر وسامانی به این حزب بزرگ داده شود. بهتر این خواهد بود تا آن عده ای که از آدرس حزب، فقط به دنبال رسیدن به قدرت و لقمه نانی هستند، جای خودشان را به جوانانی بدهند که با انرژی و عقیدۀ پاک، جا پای شهدای این حزب گذاشته اند. جوانانی که در سرما و گرما از بزرگان شان اطاعت کردند و با وجود تحصیلات و توانایی های زیاد، اما بی توجهی کسانی که با پشتیبانی این جوانان به کرسی های دولتی تکیه زدند، هنوز هم از طریق همین حزب به اسلام و کشور خدمت می کنند؛ جوانانی که از جیب شان مایه می گذارند و در سخت ترین شرایط و باوجود بدترین مشکلات به داد بزرگان حزب رسیده اند، اکنون باید به اینان میدان داده شود.
همچنین اعضای حزب جمعیت باید بدانند که موفقیت آنان بستگی به اتحاد و برادری اعضای حزب دارد. این یک اصل است که باید همیشه در ذهن ها باشد، هر اجتماع، حزب، گروه و یا تشکیلاتی برای ادامه حیات خودش اولین و ضروری ترین نیازشان حفظ وحدت اعضا به خصوص اشخاص تصمیم گیرندۀ آن جمع می باشد.
به هر حال، تفرقه و جدایی اعضای حزبی چون جمعیت اسلامی، زیان‏های فراوانی برای مردم و کُل کشور دارد. مخالفان عزت و قدرت حزب جمعیت همواره در صدد ایجاد اختلاف و جدایی بین اعضای حزب بوده‏اند؛ و یکی از نقشه‏های شوم برای مهار قدرت زیاد حزب جمعیت، تلاش در راه دامن زدن به اختلافات درون حزبی می باشد که اینک نیز به شدت آن افزوده شده است. اکنون باید به انتظار نشست که آیا دسیسه مخالفان حزب جمعیت پیروز می شود و آنان به اهداف خود می رسند؟ و یا اینکه، اعضا به خصوص اشخاص شناخته شده ای حزب جمعیت با هوشیاری و از خودگذری، دسیسه مخالفان را خنثی می کنند؟
جواد سروری- ارسالی به خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark