تشویش شمال را نکنین، ما استیم!
 
آقای ته ینج در موقفی نیستند که لاف بزنند. وانگهی، در موقعیتی که ایشان قرار دارند لاف زدن، بسیار بد معلوم می شود. شمال، از خود، مردمی دارد که خودشان از ناموس خود، از عزت خود و از شرف خود دفاع می کنند؛ مردم شمال نیازی به دوستم و شعار "ما استیم" ته ینج ندارند. بهتر است دوستان دوستُمی ما، به فکر وضع خودشان باشند.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۰ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۱
کد مطلب: 89432
 
تشویش شمال را نکنین، ما استیم!
 


بشیراحمد ته ینج، از اهالی دربار جنرال دوستم؛ پس از بازگشت جنرال دوستم به کابل، در پیام کوتاه فیسبوکی نوشته است:
"استادعطا به کابل بیاید خوش میایند، تشویش شمال را نکنین ما استیم" !
....
وی در مقطع حساسی سخن نسنجیده ای گفته و این موجب شده واکنش های زیادی را در فضای مجازی شاهد باشیم. بشیر ته ینج همواره از آدرس جنرال دوستم سخن می گوید و کارهای او را توجیه می کند.  جنرال دوستم را اکنون با یک خصیصه بارز می شناسند: لت و کوب و تجاوز جنسی بر مخالفان سیاسی؛ آنهم بدون توجه به سن و سال و موقعیت اجتماعی حریف؛ بدون اعتنا به اوامر و مناهی دینی.

افتضاح اخلاقی دوستم و غلامانش، باعث شد که تا آنان مدت ها افتضاح جنسی خود را توجیه و کتمان کنند و دست احتیاج به جانب مراجع کشورهای دیگر دراز نمایند. توجیه گری افتضاح جنسی دوستم نیز؛ سرشار بود از بی شرمی و بی پروایی؛ انتشار اسنادی که از مقعد یک پیرمرد می گفت و آن را تشریح می کرد و توجیه می داشت که فلان آدم، بیماری بواسیر دارد؛ نیز شرم آور بود.

آقای دوستم که خود را رهبر و بزرگ قوم شریف ازبیک می داند؛ چندی قبل قهرمان بازی سیاسی میکرد و از رئیس جمهور انتقاد می نمود. اما وی تمام ادعاهای خود برضد اشرف غنی و اتمر و استانکزی و ادعاهای کلان کلان در مورد قدرت و سیاست را رها کرد و به ... یک پیرمرد هفتاد ساله چسبید و سپس تمام سیاست او، شعار او، توجیهات او و تشویش سیاسی و ذهنی او و لغت گویانش خلاصه شد به انکار تجاوز جنسی بر یک پیرمرد هفتادساله!

جنرال دوستم براساس گفته ها و ادعاهایی که برضد وی شده، بارها و بارها ضمن لت و کوب مخالفان سیاسی از قوم خود، بر آنان تجاوز جنسی نموده که اسامی آنان در اکثر رسانه ها منتشر شده است.
آنچه واضح است، قضیه احمد ایشچی تنها قضیه این چنینی نبوده و دوستم قبلا نیز بارها چنین جنایتی را در حق دیگران، روا داشته است.

صرف نظر از ضعف ها و اشتباهات کلان سیاسی وی، یکی دیگر از خصایص بارز جنرال دوستم و همنشینان وی، لاف زدن و گریختن است. غیر از مقطع کوتاهی در زمان جنگ های داخلی که گروه تحت فرمان دوستم، در برخی مناطق، زور خود را به مردم غریب و بیچاره نشان می دادند و از بردن فرش و ظرف و گلمِ خانه های مردم نیز دریغ نمی کردند؛ در مواقع دشوار جنگی، آقای دوستم همراه با جنرالانش از جنگ می گریخت. در دوران مقاومت، بارها فرار دوستم، قصه محفل جریان مقاومت بوده است. لاف زدن های پیروان دوستم، برای کسانی که آنان را خوب می شناسند، مضحک به نظر می رسد.

ضعف بزرگ دیگر آقای دوستم و اطرافیان وی، اشتباهات محاسباتی در تصامیم سیاسی ایشان است. آنان معمولاً زیاد فریب می خورند و مردم تابع خود را، بسیار ارزان می فروشند و آنان را سرگردان می کنند. یکی از آخرین موارد از اشتباهات این جناب، قبولی رهبریت اشرف غنی بود که نتیجه اش را فقط بعد از چندماه شاهد بودیم و مواضع متفاوت و ضد و نقیض جنرال دوستم را در مورد آقای غنی، شنیدیم.
وقتی یک نظامی کم سواد در نقش و هیبت رهبر یک قوم، قرار می گیرد؛ ضعفِ سواد و منطق خود را از طریق اِعمال زور و قلدری و تفنگ و حتی مانند جنرال دوستم، از طریق تجاوز جنسی بر مخالفین خود، جبران می نماید.

قوم شریف ازبیک؛ یکی از اقوام پرافتخار تاریخ افغانستان محسوب می شود، نقش این قوم در اعتلای فرهنگ این سرزمین، ستودنی است، بسیار مشاهیر فرهنگ و ادب و علم و اخلاق و سلاطین در تاریخ سرزمین ما، از مشاهیر و مفاخر قوم ازبک بوده اند. اکنون نیز این قومِ دوست داشتنی و محروم، شخصیتهای فرهنگی، دانش آموختگان، ادیبان و عالمان بزرگی دارد که هر کدام شان وزنه های وزینی هستند؛ اما درد و افسوس این است که از بد روزگار، ادعای رهبری این قوم پر افتخار را یک نظامی بیسواد دارد که زور و اسلحه و پول و مال و منال دارد اما سواد و دانایی و اخلاق و شکیبایی ندارد.
رسوایی های اخیر این جنرال کم سواد، باعث شد که برخی از فرهیختگان ازبک و ترکمن افغانستان بنویسند که اگر من بر این رسوایی دوستُم، گریه نکنم؛ پس چه کنم؟!

با این توصیف، یکی از مزدبگیران جنرال دوستم به نام بشیراحمد ته ینج، که خود را از رسوایی های اخیر، بی خبر انداخته، دست به لاف و کلان کاری زده و افاضات فرموده که: "استادعطا به کابل بیاید خوش میایند، تشویش شمال را نکنین ما استیم"!

این واژه ی "ما استیمِ" ته ینج بسیار جالب و البته مضحک است. نگارنده به ته ینج توصیه می کند اول قضیه خودشان را با آقای ایشچی صاف کنند، فکری بر بی آبرویی شان نمایند، پاسخ مردم شریف ازبیک را بدهند، نقض حقوق بشر را پاسخ بگویند، در پیشگاه محکمه حاضر شوند، فشار نهادهای مدافع حقوق بشر را از دوش خود بردارند، اول سرنوشت خودشان را روشن بسازند و بعد بگویند که "تشویش شمال را نکنین، ما استیم"! . لذا اول باید کمی بر مغز خود فشار بیاورند و ببینند که خودشان فعلا در چه وضعیتی قرار دارند!

آقای ته ینج در موقفی نیستند که لاف بزنند و گزاف بگویند. وانگهی، در موقعیتی که ایشان قرار دارند لاف زدن، بسیار بد معلوم می شود. شمال، از خود، مردمی دارد که خودشان از ناموس خود، از عزت خود و از شرف خود دفاع می کنند؛ مردم شمال نیازی به دوستم و شعار "ما استیم" ته ینج ندارند. بهتر است دوستان دوستُمی ما، به فکر وضعیت خودشان باشند.

 عبدالمتین- ارسالی به خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark