به چه امیدوار باشیم؟
 
ابعاد ناکامی های دولت که منجر به افزایش ناامیدی و سرخوردگی مردم شده، تنها محدود به حوزه جنگ با تروریزم و مبارزه با ناامنی نیست؛ بلکه این امر حتی در عرصه صلح نیز تسری پیدا کرده و عملکرد دولت در این زمینه هم برخلاف تصویری که تریبون های رسمی حاکمیت، مثلا از تواق صلح با حکمتیار، ارائه می دهند، در نگاه مردم، مخدوش و مردود می باشد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۴۷
کد مطلب: 88552
 
به چه امیدوار باشیم؟
 


بنیاد آسیا (Asia Foundation) در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرده که میزان ناامیدی در افغانستان بیشتر شده و در سال ۲۰۱۶، فقط ۲۹.۳ درصد مصاحبه شوندگان گفته‌اند که کشور در مسیر درستی در حرکت است.
به نوشته این نهاد، روند ناامیدی از سال ۲۰۱۳ در این کشور آغاز شده و رو به بدتر شدن است.
این نهاد افزوده که نتایج نظرسنجی جدیدش نشان می‌دهد که میزان امیدواری در افغانستان به پایین‌ترین میزان از سال ۲۰۰۴ رسیده است.
در سال ۲۰۱۵ میلادی ۳۶.۷ درصد مردم افغانستان معتقد بودند که کشور در مسیر درست حرکت می‌کند.

به گفته این نهاد، ناامیدی سال ۲۰۱۵ به دلیل تنش های مربوط به مسایل بعد از انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود.
به گفته بنیاد آسیا، به نظر می‌رسد که افزایش میزان ناامیدی در سال ۲۰۱۶ حاکی از تغییر دیدگاه مردم نسبت به امنیت، اقتصاد و دستاوردهای دولت باشد.
در اوایل سال ۲۰۱۶ شکست گفتگوهای صلح با طالبان و صلح با حزب اسلامی نیز از عوامل ناامیدکننده ذکر شده‌ است.

این ارزیابی آشکارا نشان می دهد که ناکامی های دولت در عرصه های مختلف، مستقیما روی زندگی میلیون ها نفر از مردم افغانستان اثر گذاشته است. در این میان، ناامنی، جنگ، بیکاری، مهاجرت، ناکارآمدی دولت، تنش های سیاسی، فساد و سوء مدیریت، از مهمترین عوامل ناامیدی مردم محسوب می شود؛ مواردی که بی تردید، توجه به آنها در حیطه مسؤولیت های بلامنازع دولت است و دولتی که نتواند انتظارات حداقلی شهروندان نسبت به این امور را فراهم کند و تحقق بخشد، بی تردید، یک دولت ناکام و ناکارآمد محسوب می شود.

یکی دیگر از جنبه های نگران کننده این گزارش، میزان بالای ناامیدی در میان جمعیت شهرنشین کشور است؛‌ چیزی که میتوان از آن به عنوان سرخوردگی طبقه متوسط شهری نیز یاد کرد و این اتفاق، بی تردید برای دولت هایی که نسبت به آینده خود، توجه دارند و احساس مسؤولیت می کنند، یک نگرانی جدی و خطیر محسوب می شود.

نرخ بالای ناامیدی و افزایش منظم آن از سال ۲۰۱۳ به بعد که در این گزارش به آن اشاره شده نیز به معنای آن است که فاصله دولت از مردم و بالعکس، روز به روز بیشتر شده و به همان میزان، امید و اتکا و اعتماد مردم نسبت به دولت هم کاهش نگران کننده ای یافته است.

بنابراین، این گزارش، یک مقیاس اندازه گیری بسیار مناسب برای سنجش و ارزیابی عملکرد دولت کنونی و پیشین به حساب می آید و نشان می دهد که آنها تا چه حد توانسته اند به آنچه مردم می خواهند توجه کنند و تا چه اندازه در تحقق آرزوهای آنان، موفق عمل کرده اند.

یکی از موارد مصداقی که در این گزارش به آن اشاره شده، ناکامی تلاش های صلح دولت با طالبان و موفقیت دولت در امضای قرارداد صلح با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار است. این بدان معناست که دولت حتی در زمینه صلح هم، دقیقا عکس خواسته های مردم و شهروندان عمل کرده است؛ یعنی آنجا که باید صلحی برقرار می شد و مردم از آن حمایت می کردند، موفقیتی به دست نیامده؛ ولی در موردی که مردم راضی به مصالحه نبودند، دولت بدون اعتنا به این خواسته ملی و همگانی، معاهده صلح امضا کرده است.

با این حال، ابعاد ناکامی های دولت که منجر به افزایش ناامیدی و سرخوردگی مردم شده، تنها محدود به حوزه جنگ با تروریزم و مبارزه با ناامنی نیست؛ بلکه این امر حتی در عرصه صلح نیز تسری پیدا کرده و عملکرد دولت در این زمینه هم برخلاف تصویری که تریبون های رسمی حاکمیت، مثلا از تواق صلح با حکمتیار، ارائه می دهند، در نگاه مردم، مخدوش و مردود می باشد.

با توجه به این امر و علیرغم واکنش دولت به محتوای این گزارش و طرح این استدلال بی بنیاد که در این ارزیابی، «همه فاکتورها» مورد توجه قرار نگرفته است، واقعیت تلخ این است که چیزی برای امیدواری وجود ندارد که مردم افغانستان بتوانند با تکیه بر آن، نسبت به آینده موهومی که دولتمردان از آن سخن می گویند، احساس امیدمندی کنند.

به نظر میرسد در این گزارش، از شاخص هایی بسیار واضح و بدیهی برای سنجش میزان رضایت و امیدواری مردم، استفاده شده است. ناامنی، بیکاری، حکومت داری، مهاجرت، خدمات عمومی، توسعه و رفاه، صلح، فساد و سایر مواردی که در این گزارش به عنوان فاکتورها و شاخص های مورد ارزیابی به آنها اشاره شده، مواردی نیستند که نیاز به تحلیل پیچیده فلسفی داشته باشند.

مردمی که مجبور اند سالانه سه میلیارد دالر، به یک حکومت فاسد، رشوه بپردازند، چگونه می توانند در عین حال، نسبت به یک آینده موهوم و خیالی، امیدوار باشند؟
عبدالمتین فرهمند- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark