جهان در معرض یک دوگانگی بنیادین
 
پوتین نشان داد که هم می خواهد و هم می تواند برخلاف جهت خط و نشانی که امریکا و دنباله روانش تعیین می کنند حرکت کند و روسیه امروز با تکیه بر اقتصاد، منابع سرشار انرژی و قدرت خیره کننده نظامی اش، این توانایی و پتانسیل را به خوبی داراست.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۵ عقرب ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۲۶
کد مطلب: 58560
 
جهان در معرض یک دوگانگی بنیادین
 


ولادیمیر پوتین؛ رییس جمهور روسیه پیش از پایان رسمی اجلاس سران گروه ۲۰ استرالیا را ترک کرد.
سران دولت های غربی حاضر در اجلاس روز شنبه از مواضع روسیه در خصوص بحران اوکراین به تندی انتقاد کردند.
آقای پوتین پیش از ترک استرالیا گفت:"برخی از نظرات ما متفاوت بودند؛ اما مذاکرات جامع و سازنده بود."
باراک اوباما؛ رییس جمهور امریکا، قرار است با رهبران اروپایی در خصوص بی ثباتی در شرق اوکراین و آنچه غرب نقش روسیه در گسترش این بی ثباتی می داند گفتگو کند؛ تا غرب به یک موضع واحد علیه روسیه برسد.
آقای پوتین روز شنبه در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که تحریم ها کارساز نیست و علاوه بر روسیه، اقتصاد جهانی را تضعیف می کند.
در همین حال باراک اوباما دیروز گفت که امنیت آسیا نباید بر اساس ترساندن کشورهای کوچک توسط کشورهای بزرگ؛ بلکه باید بر اساس ایجاد ائتلاف استوار باشد.
او صریحا از چین نام نبرد؛ اما نسبت به خطر مناقشه های سرزمینی در دریای جنوبی چین هشدار داد.
اوباما گفت که "هیچ شکی" در مورد تعهد او به متحدان امریکا در منطقه آسیا-اقیانوسیه وجود ندارد که به تلاش های امریکا برای ایجاد مناسبات استراتژیک در منطقه اشاره دارد.
از همان ابتدا هم مشخص بود که در مهم ترین اجلاس اقتصادی جهان، سایه سیاست بر اقتصاد غلبه دارد و دوطرف با کینه ای دیرینه در برابر دوربین های رسانه ای ظاهر خواهند شد؛ اما هرگز تصور نمی شد این دوگانگی و تعارض بنیادین جهانی به اندازه ای نمود پیدا کند که رییس جمهوری روسیه نتواند این اجلاس را تا پایان تحمل کند.
آقای پوتین اجلاس گروه ۲۰ کشور ثروتمند جهان را در نیمه راه رها کرد؛ تا به جهانیان نشان دهد که دنیای امروز به نحو شتابناک و مهارناپذیری به سمت یک دوگانگی عمیق و غیر قابل جبران، سیر می کند؛ دوگانگی ای که از یکسو پایان جهان تک قطبی مبتنی بر محور لیبرال سرمایه داری در حوزه اقتصادی و لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی را نوید داده و از جانب دیگر، خبر از رویارویی خطرناک دو قطب اصلی قدرت جهانی در آینده ای دور یا نزدیک می دهد.
اخیرا فرانسیس فوکویاما؛ از تئوریسن های اصلی لیبرال سرمایه داری و لیبرال دموکراسی و مروج و مدافع نظم نوین جهانی به رهبری امریکا، با انتشار کتابی تازه، از زوال سیاسی در دموکراسی ها سخن گفته است.
جالب است بدانیم که ابتنای نظریه تازه او نیز بر بحران جهانی اقتصاد، اعتراضات خاورمیانه ای و تحولات کشورهای عربی و وضعیت دولت امریکاست؛ به این ترتیب کسی که پیش از این معتقد بود آخرین حوالت تاریخی جهان در حوزه سیاسی، لیبرال دموکراسی خواهد بود، اکنون نومیدانه از زوال سیاسی در دموکراسی ها سخن می گوید و برای اثبات این نظریه نیز به بحران رکود و ورشکستگی اقتصاد لیبرال، تحولات جاری در خاور میانه و همچنین وضعیت دولت امریکا؛ به عنوان قبله آمال و گرانیگاه لیبرال دموکراسی به مثابه آخرین حوالت تاریخی جهان در حوزه سیاسی اشاره می کند.
به این ترتیب، دور از ذهن نیست که نتیجه بگیریم، ترک اجلاس سران گروه ۲۰ کشور صنعتی جهان از سوی رییس جمهوری روسیه نیز برخلاف تصویر و تصوری که رسانه های غربی از این ماجرا به دست می دهند، بیش از حد معمول، شنا برخلاف جریان آب نبوده است؛ زیرا واقعیت های موجود نشان می دهد که آب لیبرال سرمایه داری و دموکراسی لیبرال مدت هاست از جنبش و جوشش و جریان افتاده و به همین دلیل، جهان ما اینک مدعیان تازه ای یافته است که روسیه یکی از آنهاست.
پوتین با این حرکت نشان داد که هم می خواهد و هم می تواند برخلاف جهت خط و نشانی که امریکا و دنباله روانش تعیین می کنند حرکت کند و روسیه امروز با تکیه بر اقتصاد، منابع سرشار انرژی و قدرت خیره کننده نظامی اش، این توانایی و پتانسیل را به خوبی داراست.
با این حال، چیزی که در این میان برای توده ساکنان کره خاکی، خوشحال کننده و امیدبخش باشد وجود ندارد؛ زیرا این گرایش ها شاید برای کاهش سلطه امریکا و افزایش قدرت روسیه و بلوک شرق، مهم و مفید باشد؛ اما در یک ارزیابی کلی، چیزی بر ضریب ایمنی و آرامش و ثبات جهانی نمی افزاید؛ بلکه در یک ارزیابی به نسبت بدبینانه اما واقعی، نشان از آن دارد که جهان ما به صورت روزافزون و ملموسی به سمت یک دوگانگی بنیادین و عمیقا خطرناک به پیش می رود که آینده آن، شاید بروز یک رویارویی مرگبار به مثابه نبرد پایان باشد؛ اما نه لزوما پایان تاریخی که فوکویاما خواب آن را دیده بود؛ چه، خود او هم، اکنون به این نتیجه رسیده که دموکراسی لیبرال در معرض زوال سیاسی است؛ بنابراین، بدیل نیرومندتر دیگری باید وجود داشته باشد؛ تا پایان تاریخ بربنیاد آن رقم بخورد.
محمدرضا امینی- خبرگزاری جمهور
Share/Save/Bookmark